رفته بودیم اردو کلاهممون دوس پسر داشتیم یکی از دوستام با پسره ک حرف میزد همش داد میزد ک ساکتت.خلاصه ماتحمل کردیم تا شب.خانوم10 شب رف دستشویی بیادبخوابه ماام دره دستشوییو قفل کردیم لامپ دستشویی فقط روشن بود بقیه اتاق تاریکی مطلق همش درمیزد بازکنید ماام نشسته بودیم حرف میزدیم ومخندیدیم 1ساعت تو دستشویی موند از فرداش ادم شد