2789
عنوان

جاری!!!!

| مشاهده متن کامل بحث + 467 بازدید | 48 پست
اصن فکرشم نمیکردم بعد دورانی که تو این یه سالو نیم داشتیم اینجوری کنه گفتم چه خوبه که ما باهم مشکلی ...

خیچکس مثل من زخم نخورده از جاری، انقدر هواشو داشتم هرگی میدید میگفت خواهرته، یعنی حون و دلی براش مایه گذاشتما، بعضیا گربه صفتن دیگه، الان باید خوشحال باشی کسی رو شناختی که به درد زندگیت نمیخورد، اون باید ناراحت باشه که همچین دویت وفاداری رو از دست داده

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

مرسی عزیزم واقعا فکرشم نمیکردم حرفایی که پشتم میزنه داعونم میکنه

فقط به این فکر کنی که حسودیتو میکنه و حسرت زندگیتو و شوهرت که بهت وابسته هست و اینکه زندگی خودش خرابه میخوره، الان داره اینجوری مقلا تو رو حرص میده و اعصاب تو رو خورد میکنه

پس اگه ناراحت بشی و حرص بخوری دل اونو خنک کردی، زندگیتو بکن دختر، برو بیرون با شوهرت بخند، جشن بگیر بخاطر عشق محکم بینتون، به اونم فکر نکن چون لیاقتشو بهت نشون داده

دستمون نمک نداره انگار

ساده هستیم، ولی من خیلی خوشحالم از زخمی که بهم زد باعث شد چشامو وا کنم دورو اطرافمو بهتر ببینم و سادگی نکنم، خودمم میشناسم، و میدونم خیلی ها حسرت زندگیمو میخورن ، و اون بوده که به من نیاز داشته حسرتمو میخوره میخوایته مثل من باشه و من و از دست داده، وگرنه من یه ادم ضعیف اعصاب خورد کن اویزون و حسود که دلم براش میسوختو از زندگیم بیرون کردم و اتفاقا از اون روز حال و روحیه ام بهتر شده

برادر شوهر من بهش چند بار خیانت کرد، کتکش میزد، درو روش قفل میکرد، براش هیچی نمیخرید، گوشی ازش میگرفت، بهش میگفت خراب، فحش میداد، یعنی پدرشو در اورده بود، دلم میسوخت براش، من وارد خانواده شون شدم از همشون سر بودم، هم تحصیلی هم خانوادگی هم خوشگلی، هم شاغل بودم و اعتماد بنفس و اخلاقم خوبه، کسی تو فامیل همسرم نیست بگه فلانی خوب نیست همه ازم تعریف میکنن و خداروشکر خوشبختم

خلاصه این جاریم دلم براش میسوخت ، واسه یه شال التماس میکرد واسه خرید خونه التماس میکرد، ده بار رفتن دادگاه باز شوهرش طلاقش نداد، خودشم کوتاه میومد چون کسی رو نداشت، بخدا بهش گفتم قید برادر شوهرو میزنم نگهت میدارم برو سره کار خودت پول در بیار زندگی جدید درست کن، زده بود پاشو شکونده بود من رفتم یه هفته بیمارستان تا زیرش لگن گذاشتم

برادر شوهر من بهش چند بار خیانت کرد، کتکش میزد، درو روش قفل میکرد، براش هیچی نمیخرید، گوشی ازش میگرف ...

من انقدر خر بودم بچشم میفرستاد خونه مامانم من براش نکه دارم خانم بره ولگردی کلی واسش پول لبای دادم  پول هیچ کودوم نداد

انقدر با شوهرش حرف میزدم بهش محبت کنه بهش پول بده و...، اخرش بخاطر همین شوهره کثافتش که سره شوهره منو کلاه گذاشته بود و پولشو خورد بخاطر حسودیش به زندگیمون رفت هرچی لایق خودشون بود پشت سرم گفت،بماند که فامیلا همه گفتن ما تو رو میشناسیم چقدر خوبی اونم میدونیم چه جوریه، ابروی خودشو برد، فکر کرد پولمونو بخوره ما بدبخت میشیم، دوباره با هم کار کردیم جمع کردیم خدا هم خیلی کمکمون کرد، زندگیمونو از نو ساختیم، خدارو شکر الان زندگیم خوبه و اونا بازم حرص زندگیمونو میخورن و میخوان اشتی کنن و شوهرم گفته برام مردین، منم خوشحالم همچین اشغالهای نمک به حرومی از زندگیم کم شدن 🥰

انقدر با شوهرش حرف میزدم بهش محبت کنه بهش پول بده و...، اخرش بخاطر همین شوهره کثافتش که سره شوهره من ...

اره بخدا اینجور ادما همون نباشن ادم ارامش بیشتری داره 

الان چند روزه رو مخ مادرشوهرم ایناس که چرا نمیاد تو همین ساختمون با ما زندگی کنه که واسه خودشون دارن ...

بزار انقدر بگه بترکه، اون الان داره میترکه، تو هم از قضاوت بقیه نگران نباش، تو خوب بودی طلا که پاکه چه منتش به خاکه، اب دریا با دهن سگ نجس نمیشه، بهترین تنبیه براش اینکه رابطه ات با شوهرت خوب باشه و ببینه و بترکه، اون لیاقت نداره بهش حتی فکر کنی 

بزار انقدر بگه بترکه، اون الان داره میترکه، تو هم از قضاوت بقیه نگران نباش، تو خوب بودی طلا که پاکه ...

مرسی عزیز دلم همش فکر میکردم کاش به هیچکی نمیگفتم جریانو

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792