2789
عنوان

گاومون زایید

694 بازدید | 23 پست

امشب گاو پدر بزرگم زایمان کرد خیلی سخت زایید انقده صدا داد که نگین 

منم باردارم پنجره اتاقمم طرف طویلست الان ب شدت حالم بده قاطی کردم تموم جونم از ترس پر شده انقده از نظر روحی خرابم واسه زایمان اینم اومد روش احساس میکنم همه کسایی ک میشناسم مخصوصا شوهرم منو از ی پشت بوم یه خونه نه طبقه با لبخند پرت کردن پایین الان ک ماه نهمم هر لحظه به متلاشی شدن بدنم نزدیک میشم 

منتظر هرچي بودم جز زاييدن گاو پدر بزرگتينا

خدایا شکرت... دیدین خدا بالاخره بغلمو با دستاش پر کرد؟ امضای قبلیم: خدایامیشه بغلمو با دستات پر کنی؟ آخه مامانم میگه: دستای خدا به لطافت نوزاد تازه متولد شدس❤

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

اروم باش خانومی  با ارامش شما بچتونم با ارامش بدنیا میاد ایه الکرسی بخون

سخته خیلی تا ۶ماه ویار داشتم خونه خودم بودم کسی نبود کمکم کنه اومدم خونه مادرم ۴ماهه شوهرمو ندیدم این آخرا کم آوردم هیچ کس نمیفهمه چمه دیگه نمیتونن بام حرفم بزنن با همه دعوا دارم 

میگن بریچه شاید بچرخه اگه نچرخه سز


من 38 روز قبل سز شدم . هیچی نفهمیدم آ 


بیدار شدم تا یه روز حالم خوب بود . 

پمپ درد سفارسش بده حتما 300 تومنه. درد رو بعد عمل خیلی کم میکنه عین سرم هستش . 


بعد یه روز سر درد و سرگیجه شدید گرفتم . نمیتونستم راه برم .

اومدم خونه تا سه روز امپول درد زدم . دوغ زیاد خوردم و نسکافه . خوب شدم . حتی بخیه هام درد نکرد 



نمیخواد دیگه دعا کنید :(  حاجت روا نشدم :(

[QUOTE=156537247]من 38 روز قبل سز شدم . هیچی نفهمیدم آ  بیدار شدم تا یه روز حالم خوب بود .  پمپ درد سف ...[/QUOTEفقط بگذره بره از درد ترسی ندارم فقط دست خودم نیست کلا تو محیط بیمارستان فشارم بالا میره تپش قلب میگیرم از طرفی این سوزن سرم تو دستم بره من کلا بدنم کار نمیده دیگه بیشترین ترس و استرسم مال این جور چیزاست مسخرست ولی دست خودم نیست

[QUOTE=156537247]من 38 روز قبل سز شدم . هیچی نفهمیدم آ  بیدار شدم تا یه روز حالم خوب بود . &nbs ...


اره میفهم . 

نترس کلا .. من خودمم ترسوام .

از ترس در اتاق عمل میلرزیدم دکتر بیهوشی بهم میخندید . 

نمیخواد دیگه دعا کنید :(  حاجت روا نشدم :(
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792