فردا نوبت آمینو سنتز دارم...دارم کارامو میکنم خونه رو تمیز کردم دو جور غذا درست کردم کسی نیست پیشم خواهرم گفت میام ولی شهر دیگه س گفتم نبابا خودت هزار جور کار داری..شوهرم صبح میره سرکار ۳ خونه س..دلم گرفته چرا اخه من اینجوری شدم انقدر دعا کردم خدایا من غریبم از خانوادم دورم بارداریم راحت باشه برعکس شد از قبل بارداری استرس کشیدم تا الان امیدوارم بقیه ش خوب باشه واسم...
تورو خدا دعام کنین ان تی ۳.۵ بود ریسک سندروم داون هم ۱ب۲۳۵ ..خسته شدم الان ۱۵ روزه دارم با هاش کلنجار میرم ی روز حالم خوبه ی روز داغونم ..تو روخدا بادلای پاکتون دعا کنین نی نی منو همه اونایی ک تو این شرایطن سالم باشن ...تنها جایی ک تونستم دردو دل کنم همینجا بود مامانم ک غصه زیاد میخوره خواهرمم ک بد تر از خودم نمیخوام روحیه شوهرم داغون بشه دررموردش حرف نمیزنم اصلا