سلام خانومای گل توروخدا اگه تجربه شودارین یامیتونین کمکم کنین پسرم هشت سالشه یه دوست داره که ازمهد باهمن خونه شونم کوچه پشت خونه ماست دم به دقیقه خونه ماست دعواشم میکنم فایده نداره راهشم ندم میاد توکوچه ما پسرمو صدامیزنه میکشونش بیرون هردوشونم تویک مدرسه تویک کلاسن نمیتونم مدرسه شوتغییر بدم پسره باباش خرده فروشی میکنه تازه فهمیدم مامانش هرچی میگم انگار نه انگار یه روزم متوجه شدم خودشو لخت کرده داشت اونجاشو نشون پسرم میداد واقعا ازدستش کلافم چیکارکنم ازشرش خلاص شم