بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
اگه میخوای انسان بشه و حالشو بگیری اقدام کن وگرنه چون حق حبس نداری و دختر نیستی تمکین میزنه میگه مهریه میدم بیاد سر خونه زندگیش محبوری بری باش زندکی کنی ولی واسه حال گیری بد نیست.البته بستگی به طرفت داره که بخواد زندگی کنه یا نه یا بخواد اذیتت کنه.سعی کن توافقی یه مقدار ازش بگیری و بی دردسر جدا بشی وگرنه خیلی کارت طول میکشه و عذاب میکشی.وکیل بگیر توافقی پیش برو کدوم شهری؟
میخوام ی گوشمالی بدمش قصدم طلاق نیست حتی دوتام بده کافیه فقط میخواد بترسونمش حساب کار دستش بیاد انقد ...
عزیزم منم همین کارو کردم دو تا بچه 3 و 2 ساله داشتم گذاشتمشون پیش شوهرم و اومدم خونه مامانم از بس خیانت میکرد توی اوج خوشی ها توی روزایی که همش محبت بهش کردم و مسافرت میرفتیم و خوش بودیم از سرخوشی خیانت میکرد قول میداد ولی بازم زیرش میزد منم ولشون کردم و یه هفته رفتم خونه بابام بچه مدرشو در اوردند یکم صبر کن خودش ادم میشه نگران آبرو و ...نباش فقط صبور باش من شیرم خشک شد توی این یه هفته قهر
یکم بی خیال شو ممکنه هزار تا گناه بهت ببندن ولی اهمیت نده شوهرم پشتم رفته بود کفته بود زنم با یکیه که از بچه هاش گذشت ولی اهمیت ندادم کفتم بچه ها که اذیتش کنن ادم میشه حالا هم خانوادش خوب شدن هم خودش بذار با خانوادش بیاد به دست و پای خانوادت بیفته همینجوری نرو
اگر اطلاعات دقیقی داری لطفا کمکم کن یا اگر تو این شرایط بودی بنظرت کار درست چیه
به نظرم واسه مهریه اقدام نکن اون مال اخر کاره.فقط بشین خونه بابات اصلا جواب تلفنشو نده ممکنه پشتت هزار تا خرف بزنن اهمیت نده و به خاطر بچه رام نشو مردا از بچه استفاده میکنن که تو برگردی ولی تو اهمیت نده بهترین کارو کردی بچه رو گذاشتی میدونم سختته ولی انسان نیشن بذار همون خانوادش بچه رو دو روز بگیرن انقدر اذیت میشن و پشیمون از کاراشون اگه کل فانیلت فهمیدن هم مهم نیست مهم زندکیه خودته که تا اخر عمر با عذاب زندکی نکنی.خودشون به دست و پات میفتن یکم صبر کن من سینه هام از شیر زیاد درد میکرد میگفتم بچم شیر میخواد انقدر کریه کردم ولی انسان شدتا دیکه از این غلطا نکنه
یکم بی خیال شو ممکنه هزار تا گناه بهت ببندن ولی اهمیت نده شوهرم پشتم رفته بود کفته بود زنم با یکیه ک ...
انقدر داغونم فقط خدا میدونه فقط جیگرم واسه لچم کبابه اون بدون من شبا نمیخوابه حتما خبلی بد قلقی کرده دارم آنیش میگیرم قلبم انگار سرب داغ ریختن فقط بخاطر تینکه شوهرم آدم بشه دارم با زجر کشیدن دوری طفلمو تحمل میکنم خیلی اذیتم کرده حتما میخوام اینکارو کنم که حالش جابیاد حتی شده فقط واسه ترسوندش هم شده دادگاهم بیاد ازش تعهد بگیرم که اخلتقشو درست کنه دست نگه میدارم نظر تو چیه ترو خدا اگر راه ارتباطی مثل تلگرام داری بیا یکم بتهتم حرف بزن دردمو به هیپکس نمیتونم بگم خیلی سخته شیرمو دوشیدم بازم بنظرن فایده نداره خشک میشه آخه بچم تازه ۱۹ ماهشه
عزیزم توکلت به خدا باشه پسر من صبحا اگه بیدار بشه ببینه کنارش نیستم خونه رو روی سرش میذاره خیلی بهم وابستس خیلی زیاد روی روحیشم تاثیر گذاشت ولی حالا که برگشتم جبران کردم اما شیرم خشک شد.اشکال نداره انسان میشه