مادرشوهرش هروقت میخوایم بریم خونش خرج میذاره رو دستمون اونم خرج سنگین ،
ما خودمون کلا چه خونه مادر خودم چه خونه مادرشوهرش بریم شده ی نوشابه ای هندونه ای میبریم خوشحال میشیم خوشحالیشون ببینیم اما مادرشوهرم هردفعه ک ما بریم یا بگه بیاین ببینمتون قبلش ی نقشه برا جیب شوهر من کشیده ،خود مادرشوهرم لواسون میشینه و پولش از پارو بالا میره ،شوهر من درامد آنچنانی نداره اما مادرشوهرش از جیب خودش خرج نمیکنه از جیب پسرانش خرج میکنه میگ پسر بزرگ کردم برا چی پس ،حتی شارژ موبایلشم بقیه میگیرن ،
سری پیش رفتیم بعد متوجه شدم قصدش از رفتن ما این بود ک شوهرم ی چک بکشه برای جهاز برادرزادش ک داره ازدواج می کنه ی برادر داره از پدر یکی از مادر جدا
سری بعد گفت بیاین چندروز قبلش هی میگفت حالم بده نقشش پی ریزی میکرد روز رفتنمون گفت به شوهرم فشارسنج دیجیتال سخنگو بخر برام طرف۸۰۰به بالاس
ی سری دیگ گفت بیاین منو ببرید دم اون باغ گلابی بردیمش نشونمون داد دیوارکشی کرده گفتیم چه خوب شده برگشتیم گفت دستت درد نکنه من تقسیم کردم بین تو و برادرات سهمتون از خرج دیوارکشی باغ بدید من بمیرم قرار به شما برسه چرا از جیب من بره باز چک گرفت
باز ی سری دیگ رفتیم گفت فلان قطعه رو برا ماشین بابات بخر طرف هفت میلیون شد حساب نکرد
وقتی هم نریم چنان خودش به مریضی میزنه ک اورژانس بیاد شوهرم بترسه بره ببینتش