اون روزدخترهمسایه مون یه داداش داره اسمش علیرصابعدفکرکنم ۱۳سالشه یه بچه ۶ساله هم همش میره خونه شون خواهرش واسم تعریف میکردمیگفت دراتاق ویهوبازکردم دوتاشون شلوارشون پایینن بعدگفت کتکشون زدم باهم دعواکردن بعدداداشش بهش گفته محمدطاهابهم گفته ۵تومان پول بده باهات کاربدبکنم منکه همینجوری هنگ کردم نایی بلندشدن نداشتم هنوزم توشوکم چرابچه هااینجوری شدت کی این وسط مقصرگوشی یاپدرومادرها