مادربزرگ پسره بهش میگه این مرد مادرتو دزدیده و تجاوز کرده و بعد بابامامانت رو کشته تو هم برای انتقام برو دخترشون رو بی ابرو کن. حالا تو این مسیر پسر و دختر عاشق هم میشن و کم کم معلوم میشه که اون انتقام شخصیه مادربزرگست و در اصل پسره، پسر اون مردست! یعنی مامانش و اون آقا عاشق هم بودن نه اینکه بخواد تجاوز کنه و مادربزرگه پسره رو برای اناقام از پدر واقعیش بزرگ کرده!