توی تاپیک اولم داستان زندگیم وسختی ها و کارایی که مادرشوهرمو شوهرم سرم آوردن هست توتاپیک آخرمم کارایی که امشب باهام کرد شماجای من بودید چیکارمیکردید فقط بخونید وعبرت بگیرید
من همیشه میگم هیشکی اندازه من وخواهرام توزندگی سختی نکشید ولی بازمیکی هست ک بدترباشه
هرکسی یه جور داره سختی میکشه یه جور عذاب من خیلی آدم صبوری بودی ازاین آدمایی که همرو دوست دارن اصلابدی آدمارونمیدیدم امااللن انگارازسنگم حتی بچمم بعضی وقتا میخوام بزنم انگار نسبت به همه بی تفاوت شدم