سلام خانما امیدوارم ک حالتون خوب باشه همین چند دیقه پیش حساب نینی سایتمو زدم تا قبلش کاربر افلاین بودم...
زیاد داستات تراشی نمیکنو بی مقدمه میرم سراغ حرفم ک سرتون رو ب درد نیارم
۱۷ سالمه یبار نامزدی نا موفق داشتم بهم زدم خیلی بچه بودم تا ب خودم اومدم دیدم اصلا نمیتونم با همچین ادمی کنار بیام و ب حرف هیشکی گوش ندادم و هر جور شده جدا شدم اون موقع ۱۵ سالم بود جدا شدم متاسفانه :)
همین باعث شد دردای بزرگ تر از سنو سالمو تجربه کنم که الان خودم حس میکنم از اکثر هم سن و سالام بالغ تر هستم...
الان دوساله اروم زندگی میکنم چنتا خاستگار داشتم رد کردم اما ب فکر ازدواجم چون درسمو ادامه ندادم دیگه خسته شدم از بی هدف بودن
الان دو تا خاستگار دارم با یکیشون که دوستانه اشنا شدیم کار ب اینجا کشید که شناختی که ازش دارم خیلی مهربونه و دوسم داره همیشه معدبه و واس خوشحال کردنم خیلی کارا کرده و خیلییی سادست و دل پاکه اما مشگلم زیاد بودن جمعیت خانوادشونه و اینکه این بچه اخریه...اون یکیو کامل نمیشناسم فقط چند بار دیدمش اون یبار مثل خودم نامزدی ناموفق داشته اما وقتی ب این فکر میکنم ک منو با نامزد قبلیش مقایسه کنه اصلا دوس ندارم بهش فک کنم چون اعتماد ب نفس زیر صفر دارم نمیخوام ایندفعه ام ب زندگیم اسیب بزنم میشه از تجربه هاتون بگید
لطفا نگید سنت کمه که انقدر چیزای سخت کشیدم که همه چیو درک کنم