آرام دختر شیطون ۱۳ ساله بود و مشغول درس و مشق که متوجه پسری شد که مدتیه هر روز میاد دم در مدرسش اونقدر دخترا ازش میترسیدن چون با همه دعوا میکرد اما هوای آرامو خیلی داشت
بعد از دوسال آرام ترک تحصیل کرد چون پدرش نذاشت درس بخونه
۱۵ ساله ک شد کم کم احساس وابستگیش شروع شد
هر روز ک میرفت بیرون اونو میدید
آرام ک عاشق بود به پدرش التماس میکرد که براش گوشی بخره
تا بتونه خیلی راحت باعشقش در ارتباط باشه