سلوووووم خاحرای خیشگلم 😊😊 به عنوان دیوانسالار فرهنگستان ادب و هنر دربار، بر خود لازم دیدم نکاتی رو متذکر بشم. زین پس به جای واجگان منحوس " من اراده ندارم" و "انگوزه ندارم" از واجگان "چاقی بی ادب است" استفاده میکنیم. ینی چی که اراده ندارم؟؟؟ مگه دست خودشه؟؟؟ اگه ۳۲۶ نفر تو تاپیک قبل کم کردن پس ما میتونیم ۳۲۷ مین نفر باشیم... اگه بازم ازین حرفا بشنوم میکوشتونمتون 😁😁😁🔫🔫🔫🔫 ضمنا انگوزه هم خواستین ، بچه های اینجا همچی بهتون انگوزه میدن که از خوشی برین بالا با برف سال بعد بیاین پایین ... اونم مانکن و خوشتیپ 😉😉😉 ذمنن ( همون ضمنا بابا! چرا به جزییات توجه میکنی؟ برو اصل مطلبو بوخون ) میگفتم ... ذمنن اینجا "من مرد تهنای شبم" نداریم ... اینقد بروبچز اینجا باحاااااالن که نگووووو 😍😍😍😍😘😘😘😘😘 آخرین متلب : من اصلا نمیدونم غار و عبادت و گونی برنج چی هسدن ... به جان خاله قورباخه راستشو میگم 😁😁😁 از اینکه کلمات زوبای منو خوندین مچکرم 😘😘😘😘😘😘 الهه بیا دیوونه سالارتو اخراااج کن 😁😁😁😁 گام ۱: زیر ۱۰۰: ۱۰۵/۸ ---> ۹۸/۵ .... گام ۲: برسم ۹۴ که برم بنفش. دیاناجون عشخی ❤❤❤ هدف: فعلا ۶۹... که سنگ بزرگ ورندارم. ولی به قول الهه آخرش به زیر ۶۰ راضی میشم 😉😉😉
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
آره این شتر پشت در خونه ماهم خوابید 😓 هفته بعد معلوم میشه چه گلی کاشتم فعلا که دارم میخورم اونم تو ...
غصه شتره رو نخور
بالاخره وقتش برسه نمیخوابه
الآن زوده بذار بری دهه ۸۰ بعد ان شاءالله
منم مرز کوفتی ۱۰۲ رو رد کردم
۳ هفته توش بالا پایین میشدم
سلوووووم خاحرای خیشگلم 😊😊 به عنوان دیوانسالار فرهنگستان ادب و هنر دربار، بر خود لازم دیدم نکاتی رو متذکر بشم. زین پس به جای واجگان منحوس " من اراده ندارم" و "انگوزه ندارم" از واجگان "چاقی بی ادب است" استفاده میکنیم. ینی چی که اراده ندارم؟؟؟ مگه دست خودشه؟؟؟ اگه ۳۲۶ نفر تو تاپیک قبل کم کردن پس ما میتونیم ۳۲۷ مین نفر باشیم... اگه بازم ازین حرفا بشنوم میکوشتونمتون 😁😁😁🔫🔫🔫🔫 ضمنا انگوزه هم خواستین ، بچه های اینجا همچی بهتون انگوزه میدن که از خوشی برین بالا با برف سال بعد بیاین پایین ... اونم مانکن و خوشتیپ 😉😉😉 ذمنن ( همون ضمنا بابا! چرا به جزییات توجه میکنی؟ برو اصل مطلبو بوخون ) میگفتم ... ذمنن اینجا "من مرد تهنای شبم" نداریم ... اینقد بروبچز اینجا باحاااااالن که نگووووو 😍😍😍😍😘😘😘😘😘 آخرین متلب : من اصلا نمیدونم غار و عبادت و گونی برنج چی هسدن ... به جان خاله قورباخه راستشو میگم 😁😁😁 از اینکه کلمات زوبای منو خوندین مچکرم 😘😘😘😘😘😘 الهه بیا دیوونه سالارتو اخراااج کن 😁😁😁😁 گام ۱: زیر ۱۰۰: ۱۰۵/۸ ---> ۹۸/۵ .... گام ۲: برسم ۹۴ که برم بنفش. دیاناجون عشخی ❤❤❤ هدف: فعلا ۶۹... که سنگ بزرگ ورندارم. ولی به قول الهه آخرش به زیر ۶۰ راضی میشم 😉😉😉
😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂 منم بهش گفتم اگر اینکار رو کردی کالری اشتباه بهت میدم چااااخ شی🤣🤣 برم تو ...
🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
ففط تهدیدت 😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂
سلوووووم خاحرای خیشگلم 😊😊 به عنوان دیوانسالار فرهنگستان ادب و هنر دربار، بر خود لازم دیدم نکاتی رو متذکر بشم. زین پس به جای واجگان منحوس " من اراده ندارم" و "انگوزه ندارم" از واجگان "چاقی بی ادب است" استفاده میکنیم. ینی چی که اراده ندارم؟؟؟ مگه دست خودشه؟؟؟ اگه ۳۲۶ نفر تو تاپیک قبل کم کردن پس ما میتونیم ۳۲۷ مین نفر باشیم... اگه بازم ازین حرفا بشنوم میکوشتونمتون 😁😁😁🔫🔫🔫🔫 ضمنا انگوزه هم خواستین ، بچه های اینجا همچی بهتون انگوزه میدن که از خوشی برین بالا با برف سال بعد بیاین پایین ... اونم مانکن و خوشتیپ 😉😉😉 ذمنن ( همون ضمنا بابا! چرا به جزییات توجه میکنی؟ برو اصل مطلبو بوخون ) میگفتم ... ذمنن اینجا "من مرد تهنای شبم" نداریم ... اینقد بروبچز اینجا باحاااااالن که نگووووو 😍😍😍😍😘😘😘😘😘 آخرین متلب : من اصلا نمیدونم غار و عبادت و گونی برنج چی هسدن ... به جان خاله قورباخه راستشو میگم 😁😁😁 از اینکه کلمات زوبای منو خوندین مچکرم 😘😘😘😘😘😘 الهه بیا دیوونه سالارتو اخراااج کن 😁😁😁😁 گام ۱: زیر ۱۰۰: ۱۰۵/۸ ---> ۹۸/۵ .... گام ۲: برسم ۹۴ که برم بنفش. دیاناجون عشخی ❤❤❤ هدف: فعلا ۶۹... که سنگ بزرگ ورندارم. ولی به قول الهه آخرش به زیر ۶۰ راضی میشم 😉😉😉
اگه توپر دوست داری ۶۵ اگه استخونی ۶۰ تو تثبیتم ۲ یا ۳کیلو اضافه میشیا اونم در نظر بگیر . منم زدم ...
شوهرم میگه ۷۰
برا همین میگم ۶۵ که با سه کیلو بشم ۶۸
آه از غمی که تازه شود باغمی دیگر 😭😭😭 خدایا صبر بده به ما زمانی که لا نعلم الا خیرا دیگر رو با بغض و گریه میشنویم،زمانی که دیگر ابراهیمی پشت سر نیست😭 تعریف میکنه ،میگه رفتم سر قبر دیدم هی داره با خودش میگه مادر کاش به جای تو من رو میزدن و گریه میکرد،مادره دیگه.....(مادر شهید آرمان علی وردی)