2777
2789
عنوان

کمکم کنید لطفا

62 بازدید | 8 پست

سلام.من ۴ماهه زایمان کردم شوهر بچه نمیخواست و با کلی التماس و... بعد از ۶سال زندگی مشترک بچه دار شدیم توی بارداری یکبار حتی شکمم رو لمس نکرد و میگفت هیچ حسی بهش ندارم.از ماه ۶بارداری هم تا الان بعد از ۴ماه هیچ رابطه ای باهام نداشته اون زمان بهانه اش ترس صدمه به جنین بود الان هم میگه بچه وقتمون رو میگیره و فرصت نمیشه در حد بوس و بغل فقط الان هست.احساس میکنم با هم هم خونه هستیم چون بعد زایمان مادرشوهرم ده روز خونم بود از شب اول گفت شوهرم توی هال باشه اون توی اتاق پیش منو بچه باشه که کمک کنه و همین شد پایه و اساس که تا الان که دیگه مادرشوهر هم نیس ۴ماهه شوهرم توی هال میخوابه یک پتو به دیوار درست کرده بچم توش میخوابونه و خودشم پیشش منم توی اتاق نصف شب که شیر میخواد پسرم میاره بهم بچه تحویل میده میره توی هال میخوابه هرچی بهش میگم بیا کنار هم بخوابیم میگه میترسم بچه بینمون خفه شه میگم همون که درست کردی توی هال بیار توی اتاق هی بهانه های مختلف میاره.توی این ۴ماه چند بار به خاطر اینکه ناراحتیم از مادرش بروز بهش دادم کتکم زده.مثلا دکتره ولی فعلا شغل مناسبی نداره و یک جورایی چند ماهه با حقوق من زندگی میکنیم مادرم از اول ازدواجمون خیلی کمک مالی بهمون کرده و کل ۹ماه بارداری خونش بودم ولی تا دعوا با شوهرم میشه به مادرم فحش میده و میگه ازش بدش میاد حتی به پدر و برادمم که سالهاست فوت شدن هم فحش میده.ازش دیگه بدم میاد وقتی این نمک نشناسیهاش رو میبینم دلم میخواد جدا بشم ولی به خاطر اینکه مادرم غصه نخوره نمیتونم و پسرم که بهم احتیاج داره...

چند شبه به خودکشی فک میکنم که راحت بشم و دیگه نبینم این کاراش رو..

کمکم کنید لطفا

پسرت ک تا ۷ سالگی مال خودته

بهش بگو مهریمو نمیخام پسرم رو برمیدارم جاش

تاريك انديشان هميشه سعى مى كنندزنان را در «سياهى» نگه دارند؛آنها از روشن شدن ذهن زن مى ترسند !چون خوب ميدانند اگر زن بداند،به فرزندانش هم ياد ميدهد !

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

 زنگ بزن 1480

از وقتی دلمون خواست یه فرشته خدایی به دلمون بیاره.هرروز هر ثانیه رو لحظه ب لحظه انتظار کشیدم ماه اول ماه دوم ماه سوم ماه چهارم .....یه روز عقب مینداختم ذوق مرگ یه هفته قبل پریودی استرس روز شماری میکردم اما الان ریلکس ........به مرحله ای رسیدم که فقط ریلکسم خودمم همیشه میگفتم مگه میشه کسی ریلکس باشه.دقیقا 16روزه عقب انداختم بی بی چک منفی با چه ذوقی گفتم شاید بی بی منفیه برم ازمایش ... ازمایش دادم منفیه برام مهم نیست به این حرف رسیدم که خدا میگه من به موقعه نی نی تو دلت میزارم پس اگر پریود شدی گریه نکن یا اگر عقب انداختی خوشحال نباش تا من نخوام نمیشه
عزیزم این کاراشو میدی و اصرار به بچه داشتی!! خیانت نمیکنه احیانا؟بلاخره نیاز داره قطعا

نه اینطوری نبود

راستش خیلی زندگی عاشقانه ای داشتیم گاهی دعوا و بحث بود ولی هیچ وقت انقدر جدا نخخوابیده بودیم نهایت یک شب بعد دعوا...

خودمم فک میکنم خیانت کنه

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792