خانوما من دیشب با همسرم دعوا بدی داشتم ...بماند...
ی عالمه دلم شکست ینی فک نمیکنم حالا حالاها درست بشم...
چشام از گریه جلومو نمیدید باهمون حال خوابیدم..
تو خواب بارون شدیدی بود .
۳ نفر بودیم...
فراموش کردم دقیقشو ولی ی نفر انکار لا دیوار تحت فشار بود و یکی میخاس درش بیاره من با ترس ب اونا نگا میکرم و هی میرفتم زیر بارون شدید انگار ی چیزی روبالا اسب یای کسیو بالا اسب میزاشتم اسب بود یا بلندی هم دهنم یاری نمیکنه ولی تو همین هین همششششش یکی بلند میگف نماز غفیله غسل غفیله ...من خواب زیاد میبینم ولی این فرق داشت ....
کسی تعبیر بلده...
لطفا راهنمایی کنید