من هفت ساله ازدواج کردم واصن مبل ندارم چند روز پیش اساس کشی کردیم اساسام خونه پدرشوهرم بود عمه شوهرم رو کرد بمن فامیل نگفتن تو جهازت کمه کل جهازیمو پدرخدابیامرزم داد فقط مبل وتخت نداد تخت وشوهرم گرفت مبل نگرفت هفت ساله همچنان میگه میگیرم چند ماه دیگه نمیدونم چند ماه دیگش کی میشه حالا پدرشوهرم گفته بود اساساتونو یه موقعی ببرید همسایه ها نبینن مسخره کنن دلم شکست هیچی ندارم یه تلویزیون قدیمی خونم مثه مسجده دورش خالیه روم نمیشه یکی بیاد خونم دوبارم بهش گفتم میگه چند ماه دیگه 😢
« Made in pain 💔» به دَشتـی رسیدی بلندتر بخند! بلندتر بخند یادِ خونه بیـوفتُم ..:) هر هویتی رو رها کردم. هر احساسی رو از بین بردم. هر خاطرهای رو دفن کردم و هر آرزویی رو نادیده گرفتم. به نظر میرسه بینقصترین فرصت برای زندگیکردنه. بدون زنجیر. مردمان شهر برای آزادی تابوت ساختندو برای عشق مرز، غافل از اینکه نه آزادی در تابوت جا میگیرد، نه عشق مرز میشناسد.-ارنستو چگوارالینک تاپیک اهدای عضو من کلیک کنید. ❤️