2777
2789

هلو

❣ دلم می خواهد یک دختر داشته باشم.❣دختری با موهای بلند مشکی و چشم های درشت خندان. اسمش را بگذارم "گیسو" و هر وقت دلم آشوب بود بنشانمش روی زانوانم و گیسهایش را ببافم تا قلبم آرام بگیرد.حالا که فکرش را میکنم دلم میخواهد "باران" هم داشته باشم. دختری لاغر و قد بلند که با صدایی مخملی برایم شعر بخواند. یک دختر تپل و مهربان با گونه های سرخ و گرد هم میخواهم. اسمش را بگذارم "آلما" و موهایش را با شامپوی سیب بشویم تا حسودی موهای طلایی خواهرش "گندم" را نکند. آدم برای دختری با موهای طلایی جز گندم چه اسمی می تواند بگذارد. معلوم است، "خورشید"! اصلا خورشید باید اولین دخترم باشد و هر صبح که چشمهایش را باز می کند ببیند خواهرش "شبنم" زودتر از او سماور را روشن کرده، "شادی" را بیدار کرده و به "نسترن" رسیده. دلم میخواهد در حیاط خانه م "ترانه" بخواند و "بهار" برقصد. "نگار"م خودش را لوس کند و من به هیچ کدام نگویم که روز تولد خواهرشان "الهه" مجذوب چشم هایش شده م. دلم چقدر دختر می خواهد. روزهایم بی "سحر"، شبهایم بی "مهتاب"، آسمانم بی "ستاره" و زندگی بدون "افسانه" ممکن نیست. تازه یک "ساقی" هم میخواهم تا سرم را گرم کند و "همدم" تا درد دل هایم را برایش بگویم. "رویا" می خواهم تا انگیزه زندگیم باشد و "آرزو" که دلیل نفس کشیدنم. دلم میخواهد یک دختر داشته باشم. دختری که خودم را توی چشمهایش و آرزوهایم را روی پیشانیش ببینم. هیچ اسمی توصیفش نکند. همه چیز باشد و هیچ نباشد. از هر قیدی آزاد باشد و در هیچ ظرفی جا نشود. رهای رها باشد! آری، انگار دلم می خواهد دخترم "رها" باشد..

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

من بی دارم شما چطور؟

عاقا ،خانوم ،عزیزجان،لطفا اینقدر به آرمی های سایت انرژی منفی ندید کلا به کیپاپرا کیدرامرا و کلا کره دوستان سایت نظر مخالفتون رو با عتاب تمام ابراز نکنید به خدا این علاقشون باعث ب قهقرا رفتنشون نمیشه والا بخدا منم کی پاپ رو دنبال میکنم یه نمه آرمی هم هستم اگر فرصتش پیش بیاد کی دراما هم تماشا میکنم هنوز به انحطاط و پستی نرفتم بچه هم نیستم ۲۵ سالمه درسمم خوندم و دارم میخونم ب اندازه توانمم دارم تو زندگی شخصیم و کاری و تحصیلی پیشرفت میکنم و اتفاقا خیلی جاها از سخت کوشی همین هم نوعان کره اییمون انگیزه و انرژی هم گرفتم  خلاصه خواستم بگم مثل مردم قرون وسطی و حتی قبل تر از اون نژاد پرست نباشید ما الان در سال۲۰۲۲ زندگی میکنیم دوره ای ک مسئله برداشته شدن مرزها و یکدست شدن جهان مطرحه  چرا ک ما همه انسانیم و میان انسانها هیییییییچ برتری و تمایزی نیست الا ب اندازه اخلاق و انسانیت 💜💜 دوستان بزرگوار من در این فضا نمیتونم پاسخگوی سوالات روانشناختی باشم چون بنظرم نظر دادن در مورد این مسائل مهم در این پلتفرم کار درست ،اخلاقی وحرفه ای نیست .اما اگر سوالی راجع ب رشته‌ی روانشناسی داشتید به اندازه توانم خوشحال میشم کمکی بکنم .               
تو چرابیداری


من ۴ میخوابم😥

❣ دلم می خواهد یک دختر داشته باشم.❣دختری با موهای بلند مشکی و چشم های درشت خندان. اسمش را بگذارم "گیسو" و هر وقت دلم آشوب بود بنشانمش روی زانوانم و گیسهایش را ببافم تا قلبم آرام بگیرد.حالا که فکرش را میکنم دلم میخواهد "باران" هم داشته باشم. دختری لاغر و قد بلند که با صدایی مخملی برایم شعر بخواند. یک دختر تپل و مهربان با گونه های سرخ و گرد هم میخواهم. اسمش را بگذارم "آلما" و موهایش را با شامپوی سیب بشویم تا حسودی موهای طلایی خواهرش "گندم" را نکند. آدم برای دختری با موهای طلایی جز گندم چه اسمی می تواند بگذارد. معلوم است، "خورشید"! اصلا خورشید باید اولین دخترم باشد و هر صبح که چشمهایش را باز می کند ببیند خواهرش "شبنم" زودتر از او سماور را روشن کرده، "شادی" را بیدار کرده و به "نسترن" رسیده. دلم میخواهد در حیاط خانه م "ترانه" بخواند و "بهار" برقصد. "نگار"م خودش را لوس کند و من به هیچ کدام نگویم که روز تولد خواهرشان "الهه" مجذوب چشم هایش شده م. دلم چقدر دختر می خواهد. روزهایم بی "سحر"، شبهایم بی "مهتاب"، آسمانم بی "ستاره" و زندگی بدون "افسانه" ممکن نیست. تازه یک "ساقی" هم میخواهم تا سرم را گرم کند و "همدم" تا درد دل هایم را برایش بگویم. "رویا" می خواهم تا انگیزه زندگیم باشد و "آرزو" که دلیل نفس کشیدنم. دلم میخواهد یک دختر داشته باشم. دختری که خودم را توی چشمهایش و آرزوهایم را روی پیشانیش ببینم. هیچ اسمی توصیفش نکند. همه چیز باشد و هیچ نباشد. از هر قیدی آزاد باشد و در هیچ ظرفی جا نشود. رهای رها باشد! آری، انگار دلم می خواهد دخترم "رها" باشد..
منم.سرمم درد میکنه

سرت سلامت .تا بوس هست درد چرا

عاقا ،خانوم ،عزیزجان،لطفا اینقدر به آرمی های سایت انرژی منفی ندید کلا به کیپاپرا کیدرامرا و کلا کره دوستان سایت نظر مخالفتون رو با عتاب تمام ابراز نکنید به خدا این علاقشون باعث ب قهقرا رفتنشون نمیشه والا بخدا منم کی پاپ رو دنبال میکنم یه نمه آرمی هم هستم اگر فرصتش پیش بیاد کی دراما هم تماشا میکنم هنوز به انحطاط و پستی نرفتم بچه هم نیستم ۲۵ سالمه درسمم خوندم و دارم میخونم ب اندازه توانمم دارم تو زندگی شخصیم و کاری و تحصیلی پیشرفت میکنم و اتفاقا خیلی جاها از سخت کوشی همین هم نوعان کره اییمون انگیزه و انرژی هم گرفتم  خلاصه خواستم بگم مثل مردم قرون وسطی و حتی قبل تر از اون نژاد پرست نباشید ما الان در سال۲۰۲۲ زندگی میکنیم دوره ای ک مسئله برداشته شدن مرزها و یکدست شدن جهان مطرحه  چرا ک ما همه انسانیم و میان انسانها هیییییییچ برتری و تمایزی نیست الا ب اندازه اخلاق و انسانیت 💜💜 دوستان بزرگوار من در این فضا نمیتونم پاسخگوی سوالات روانشناختی باشم چون بنظرم نظر دادن در مورد این مسائل مهم در این پلتفرم کار درست ،اخلاقی وحرفه ای نیست .اما اگر سوالی راجع ب رشته‌ی روانشناسی داشتید به اندازه توانم خوشحال میشم کمکی بکنم .               
صبح چن بیداری


۱

آی اَم بیکار

❣ دلم می خواهد یک دختر داشته باشم.❣دختری با موهای بلند مشکی و چشم های درشت خندان. اسمش را بگذارم "گیسو" و هر وقت دلم آشوب بود بنشانمش روی زانوانم و گیسهایش را ببافم تا قلبم آرام بگیرد.حالا که فکرش را میکنم دلم میخواهد "باران" هم داشته باشم. دختری لاغر و قد بلند که با صدایی مخملی برایم شعر بخواند. یک دختر تپل و مهربان با گونه های سرخ و گرد هم میخواهم. اسمش را بگذارم "آلما" و موهایش را با شامپوی سیب بشویم تا حسودی موهای طلایی خواهرش "گندم" را نکند. آدم برای دختری با موهای طلایی جز گندم چه اسمی می تواند بگذارد. معلوم است، "خورشید"! اصلا خورشید باید اولین دخترم باشد و هر صبح که چشمهایش را باز می کند ببیند خواهرش "شبنم" زودتر از او سماور را روشن کرده، "شادی" را بیدار کرده و به "نسترن" رسیده. دلم میخواهد در حیاط خانه م "ترانه" بخواند و "بهار" برقصد. "نگار"م خودش را لوس کند و من به هیچ کدام نگویم که روز تولد خواهرشان "الهه" مجذوب چشم هایش شده م. دلم چقدر دختر می خواهد. روزهایم بی "سحر"، شبهایم بی "مهتاب"، آسمانم بی "ستاره" و زندگی بدون "افسانه" ممکن نیست. تازه یک "ساقی" هم میخواهم تا سرم را گرم کند و "همدم" تا درد دل هایم را برایش بگویم. "رویا" می خواهم تا انگیزه زندگیم باشد و "آرزو" که دلیل نفس کشیدنم. دلم میخواهد یک دختر داشته باشم. دختری که خودم را توی چشمهایش و آرزوهایم را روی پیشانیش ببینم. هیچ اسمی توصیفش نکند. همه چیز باشد و هیچ نباشد. از هر قیدی آزاد باشد و در هیچ ظرفی جا نشود. رهای رها باشد! آری، انگار دلم می خواهد دخترم "رها" باشد..
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز