درحال حاضر تو این ساعت و لحظه غمگین ترین دخمل دنیام😢
جدیدا خیلی پرو شده دلم الان ک اینارو مینویسم هی چشام پرمیشه هی داد میزنم سر خودم ک چ مرگته بس کن
هی دلم مامانمو میخاد هی دلم برای خونمون تنگ میشه یسری ۲۰روز بود اومده بودم باز رفتم دوهفته موندم بعد ک اومدم دوهفته بعدش دلمتنگ شد ب شوهرم گفت برد ی چند روز موندم الانم همش ی هفتس برگشتم خونم دلم پرمیکشه برم😭
ولی نمیخام دیگه برم دارم پرو میشم
دارم بد عادت میشم
برای اولین بار تو زندگیم به حال کسی غبطه خوردم اونم همسایه پایینی مونه مامانش اومده پیشش
همش یا اون پیش مامانشه یا مامانش میاد
دلم میخاد ی روز در خونمو بزنن و باز کنم مامانم پشت در باشه😭
عرررررررر😢
لعنت ب غربت ۷ساله اینجام ولی عادت نکردم ک نکردم😑😑😑😑😑