من مادرشوهرم تو راهپیمایی روز قدس دیدم
شماره منزلمون رو گرفت برای امر خیر
همسرمم وسط بلوار منتظر مامانش بود که بیاد و برن
وقتی شماره خونمون رو دادم مادرشوهرم همسرم رو نشونم داد و گفت اینم پسرمه
من😥😮
مادرشوهرم😊
همسرم😎😥
حتی نتونستم درست همسرم رو نگاه کنم بس خجالت کشیدم😐
بعدش که زنگ زد خونمون برا خواستگاری تازه فهمیدیم که مادرشوهرم همکار و دوست سی ساله مامانم بوده و خبر نداشتیم