2777
2789
عنوان

سنگ کیسه صفرا😓😓

277 بازدید | 11 پست

خانوما کسی تجربه شو داشته؟ چهارماهه زایمان کردم و یه سنگ ۶ میلی متری تو کیسه صفرام هست و دردش خیلی اذیتم میکنه سینه هام تیر میکشه چیکار کنم دردش اروم شه؟

فعلا بخاطر دخترم نمیتونم عمل کنم

مامانم داره. خالمم داش. سر زایمان دخترش یا قبلش در آوردن 

گروه قرمز❤️وزن فعلی:80☹️❤️هدف اول:70🙂❤️هدف دوم:60😮❤️هدف سوم :50❤️😂😂قد:157❤️❤️مشوق من؟ :@s_army(عاشقتم)😐💔😂تنها دلیل زندگی کردنم، کم کردنه وزنمه. بزودی خاله هام بهم میگن تو از ما لاغر تر شدی. به امید اون  رووووز. با تاپیک بامدادخمار😂💔😎

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

چیزای ترش مثله ترشیجات و آبغوره‌ی بی نمک و... بخور 

دیگه سیمکارت ندارم😐 توی تاپیکای سیاسی من دیگه حرف نمیزنم🤐🥺🌺🍃🍃درویشی تهی‌ دست از کنار باغ کریم خان زند عبور می‌کرد. چشمش به شاه افتاد و با دست اشاره ای به او کرد. کریم خان دستور داد درویش را به داخل باغ آوردند. کریم خان گفت: «این اشاره های تو برای چه بود؟»درویش گفت: «نام من کریم است و نام تو هم کریم و خدا هم کریم. آن کریم به تو چقدر داده است و به من چی داده؟»کریم خان در حال کشیدن قلیان بود. گفت: «چه می‌خواهی؟»درویش گفت: «همین قلیان، مرا بس است.»چند روز بعد درویش قلیان را به بازار برد و قلیان بفروخت. خریدار قلیان کسی نبود جز فردی که می‌خواست نزد کریم خان رفته و تحفه برای خان ببرد، که از قلیلن خوشش آمد و آن را لایق کریم خان زند دانست. پس جیب درویش پر از سکه کرد و قلیان نزد کریم خان برد. چند روزی گذشت. درویش جهت تشکر نزد خان رفت. ناگه چشمش به قلیان افتاد و گفت:«نه من کریمم نه تو. کریم فقط خداست، که جیب مرا پر از پول کرد و قلیان تو هم سر جایش هست.»🍃🌺🍃   امضامو هفته‌ای یکبار بروز میکنم🤗😍
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792