من مجرد که بودم که دختر خیلی شادی بودم.ولی بعد زا ازدواج حتی اعتماد به نفسم رو هم از دست دادم....همش تنهایی تا ساعت یک شب...
۹ساله فقط تنهایی کشیدم..نه پارکی نه سفری هیچی...الانم که شوهرم صبح زود رفته شهرستان پیش خونواده ش.نه زنگی هیچی هیچی😔😔نمیگه یه زنگ بزنم حالشو بپرسم.
حالا خونواده شم هیچ کاری براش نمیکنن...همین سه ماه پیش رفته بود راهش نداده بودن..دوباره رفته