خیلی تنهام چهل روز دیگه هم زایمانمه
باید برم شهری ک بابام اونجاست دو ساعت فاصله داره
هر شب با شوهرم بحث داریم و قهر و اعصاب خوردی
دیروزم از صبح رفته بود تا ساعت دوازده نیم شب خونه نیومد چون قبلش باهم دعوامون شده بود آخرشم خودم زنگ زدم ک اومد
قرار بود یه هفته قبل زایمانم برم
اما الان از تنهایی دارم دق میکنم
یکسره تو خونه تنهام میخوام بهش بگم امروز منو ببره