سلام....حدود ۶ ماه پیش با یه پسره اشنا شدم. خونه اشون یه شهر دیگه است. که تا شهر ما ۲ ساعت راه. من شهر اونا مهمون بودم و اتفاقی اشنا شدیم. اون چن روزی که اونجا بودم. چندباری همو دیدیم. از همون قرار اول خیلی مهربون و خوش رفتار بود.... ولی وقتی جدا میشدیم یجور خاصی میشذ. ینی کمرنگ میشد خیلی اهل زنگ و چت نبود...باز چن وقت بعد رفتم شهرشون رفتیم پارک مثلا ۳ ساعت قدم زدیم. رفتارش باز خوب بود.
تعادل نداشت. مثلا یهو وسط پارک بغلم کرد گفت چقدرررر بامزه ای تاحالا چرا پیدات نکردم.... یا مثلا میگفت من تنهام ازین ب بعد خوبه تو هستی عزیزم. ولی عیرحضوری یخ بود.
اینم بگم بخاطر کارش اون تایم سرش خیلیییی شلوع بود.
یه شب قرار ذاشتیم سر شب گفت من میخابم بیدارم کن خاضر شم بیام
بهش گفتم اگه بیدار نشی بات قهر میکنم گفت ن میشم
من زنگ زدم چن بار پانشد. منم دیگه بهش زنگ نزدم اونم نزد..
بیایین بقیش بگم