2777
2789
عنوان

#شعر_عاشقانه

125 بازدید | 13 پست

اجازه بده غزل بسرایم برای چشمانت

هزار ردیف و قافیه شود فدای چشمانت

تویی که مصرع، مصرع نگاهت سنگین است

چطور بگویم به مصرعی، هوای چشمانت

نه تک بیت و رباعی، نه قصیده ام گویاست

هزار بیت، مثنوی ست، سودای چشمانت

چگونه واژه ها را نشانم کنار یکدیگر

توان نبود تا بگویند از هجای چشمانت

مرا شبیه دیوانه ای بینوا کردی

مگر می شود عاقل ماند از صدای چشمانت

اجازه بده کور شود چشمم اگر به تنهایی

گریستی و نبودم پا به پای چشمانت

مرا مباد روزی که شب شود بی تو

شبم به بیداری ست تا فردای چشمانت

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

با تو دریا بی تو صحرا می شوم

بی تو یک دنیا تمنا می شوم


بی تو خاموشم اگر باغ سخن

با تو چون یک جلگه معنا می شوم


با تو سبزم با تو رنگ زندگی

با تو مفهوم تماشا می شوم


بی تو اسرارم نهان مانَد به دل 

با تو راز هر معما می شوم


بی تو پنهان در درون خویش خود

با تو من در خویش پیدا می شوم


با تو رودم با تو ساحل با تو باد

با تو یک دشت مصفا می شوم


با تو باران با تو جنگل با تو کوه

با تو شب را تا ثریا می شوم


با تو شادی با تو رنگ و با تو حسن

با تو من از غم مجزا می شوم 


در خیالم با خیالت بی خیال عالمم                             تا که هستی در  خیالم با خیالت خوش خیال عالممღ
با تو دریا بی تو صحرا می شوم بی تو یک دنیا تمنا می شوم بی تو خاموشم اگر باغ سخن با تو چون یک ج ...

🌹🌹🌺🌺

تا نگاهت میکنم حالم پریشان میشود 

دست وپایم همچو شاخ بید لرزان میشود

تانگاهم میکنی گویی درون سینه ام 

لوح گرم دل تپشهایش دوچندان میشود

تانگاهت میکنم چشمان چون آیینه ام

رنگ خون میگیردو همسطح باران میشود

تانگاهم میکنی شب روز میگردد مرا

برق چشمان توام شمع شبستان میشود

تانگاهت میکنم نازت گران گردد ولی 

تانگاهم میکنی یکباره ارزان میشود

تانگاهت میکنم آتش به جانم میرسد

تانگاهم میکنی آتش گلستان میشود

پس نگاهم کن که محتاج نگاهی از توام 

پس نگاهم کن که دردم ازتو درمان میشود..

🌹🌹🌺🌺 تا نگاهت میکنم حالم پریشان میشود  دست وپایم همچو شاخ بید لرزان میشود تانگاهم میکنی ...

ﺣﺲ ﻣﯽ ﻛﻨﻢ ﻛﻨﺎﺭ ﺗﻮ ، ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﻓﺮﺍﺗﺮﻡ

ﺩﺭﮔﯿﺮ ﭼﺸﻤﻬﺎﯼ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﻢ ، ﺭﻫﺎ ﺗﺮﻡ


ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ﺍﻡ ، ﻛﻢ ﺍﺯ ﻏﻢ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺖ

ﻣﻦ ﻫﺮﭼﻪ ﺑﯽ ﻗﺮﺍﺭﺗﺮ … ﺑﯽ ﺻﺪﺍ ﺗﺮﻡ


ﮔﺎﻫﯽ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺗﻮ ﻛﻪ ﻣﯽ ﺍﯾﺴﺘﻢ ،ﻧﺮﻧﺞ

ﭘﯿﺶ ﺗﻮ ﺍﺯ ﻫﺮ ﺁﯾﯿﻨﻪ ، ﺑﯽ ﺍﺩﻋﺎ ﺗﺮﻡ


ﻗﻠﺒﯽ ﻛﻪ ﻛﻨﺞ ﺳﯿﻨﻪ ﻣﻦ ﻣﯿﺰﻧﺪ … ﺗﻮﯾﯽ

ﻣﻦ ﺑﺎ ﻏﻢ ﺗﻮ ، ﺍﺯ ﺧﻮﺩِ ﺗﻮ ﺁﺷﻨﺎ ﺗﺮﻡ


ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﻢ ﺑﺪﻭﻥ ﺗﻮ

ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ﻫﺎ ﻭ ﺯﻟﺰﻟﻪ ﻫﺎ ، ﺑﯽ ﻫﻮﺍ ﺗﺮﻡ


ﺣﺎﻟﻢ ﺑﺪ ﺍﺳﺖ … ﺑﺎ ﺗﻮ ﻓﻘﻂ ﺧﻮﺏ ﻣﯽ ﺷﻮﻡ

ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﺁﻧﭽﻪ ﻓﻜﺮ ﻣﯽ ﻛﻨﯽ ، ﻣﺒﺘﻼ ﺗﺮم

در خیالم با خیالت بی خیال عالمم                             تا که هستی در  خیالم با خیالت خوش خیال عالممღ
ﺣﺲ ﻣﯽ ﻛﻨﻢ ﻛﻨﺎﺭ ﺗﻮ ، ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﻓﺮﺍﺗﺮﻡ ﺩﺭﮔﯿﺮ ﭼﺸﻤﻬﺎﯼ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﻢ ، ﺭﻫﺎ ﺗﺮﻡ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ﺍﻡ ، ﻛﻢ ﺍﺯ ﻏﻢ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺗﻮ ...

🌺🌺🌹🌹

آرامشی ميخواهم از 

جنس آغوش " #تو "

و لبخندی كه

 تمام دلهره هايم 

را از يادم ببرد

تا نقش ببندد " #عشق " در قاب زندگیم 


🌺🌺🌹🌹 آرامشی ميخواهم از  جنس آغوش " #تو " و لبخندی كه  تمام دلهره هايم  را از ...

ای رفته کم کم از دل و جان! ناگهان بیا
مثل خدا به یاد ستمدیدگان بیا

قصد من از حیات، تماشای چشم توست
از چشم زخم بدنظران در امان بیا

جام شراب نیست که در کف گرفته است
خون می خورد ز دست غمت ارغوان بیا

ای لحظه ای که در سر هر شاخه فکر توست
ای نوبهار تا به ابد جاودان بیا

این صید را به معجزهء عشق زنده کن
عیسای من به دیدن این نیمه جان بیا

یک عمر آمدم به در خانه ات، تو نیز
یکدم به خانه‌ی من بی خانمان بیا

در خیالم با خیالت بی خیال عالمم                             تا که هستی در  خیالم با خیالت خوش خیال عالممღ

نیمه جانی بر کف 

کوله باری بر دوش

مقصدی بی پایان

قرن هاپشت افق 

سحری سرگردان 

که در آن آتش کم نور نگاهی تنها

سینه ساکت صحرای سحرگاهی را

پی سوسوی نگاهی دیگر بی ثمر میکاود

وحشتی بیگانه در سراپای وجود 

لذتی پرآشوب پای محراب سجود

در دل ویرانی 

آخرین دلخوشیم چشم ویرانگر توست

آخرین فرصت صلح 

عشق عیانگر توست 

کاش غیر از من و تو هیچ کس باخبر از ما نشود 

نوبت بازی ما باشد و دیگر هرگز نوبت بازی دنیا 

نشود...💜

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108