بچگی سختی داشتم. همش استرس و گریه. نمیخوام تکرار شه. نه برای خودم نه برای بچه م. شما اگه بودید بچگیتون رو برا شوهرتون تعریف میکردید؟ به این خاطر که حواسش بیشتر به شما و زندگیتون باشه
آنجا که راه نیست، خدا راه می گشاید😍امروز 30 خرداد99، من صدای قلب کوچولوت رو شنیدم جان مادر❤❤❤واسه سلامت نی نیم یه صلوات میفرستین؟😚
قشنگ ترین روز زندگیم ۱۴شهریور ۱۴۰۰ شد؛روزی که دخترم،فرشته نازم،شاخه گل ارغوانم،نفسم،دنیا اومددخترم پا به دنیا گذاشت و شد همدم مامانششد دنیای باباش دوست دارم الینای قشنگم
من ی گریزی زدم به شوهرم که اگه میبینی اعصابم سریع خورد میشه ودرمورد ی چیزایی استرس ونگرانی دارم واسه بچگی هایی که نکردم وسختی هابدرفتاری هایی بوده که پدرمادرم باهام داشتن....ولی خدارو شکر خودمو تونستم درمورد بچه هام کنترل کنم که اونا مثل من خاطره بد از کودکی نداشته باشن
نه اصلااااااا.اونوقت تو زندگی متاهلیت اگه یه نق بزنی فوری میکوبه تو سرت میگه مگه قبلا چی بودی که الان دور ور داشتی هیچوقت رازهای گذشته رو تعریف نکنید واسه همسر
در ۹۹.۹.۱۱زیباترین هدیه مو از خدا گرفتم یه فندوق کوچولوی دوست داشتنی که یه تیکه از وجودمه 😍😍در تاریخ ۹۹.۹.۹.بهتریترین اتفاق زندگیم خواهد افتاد مطمعنم 😍سکوت کن..فرقی نمیکند از روی رضایت باشد یا دلخوری این روزها مردم از سکوت کمتر داستان میسازند