2777
2789
عنوان

شوهرم

178 بازدید | 19 پست

بچها ظهر خونه مامانم بودم به شوهرم گفتم بیا منو ببر خونه بعدم اگه میتونی مامانمو ببر یه کیک بخره واسه تولد داداشم گفت نمیتونم بیام منم گفتم باشه بعد خودش زنگ زد گفت عصر میام میریم ساعت 7بهش زنگ زدم گفت میام هی نیومد بعد الان زنگ زده میگه من نمیتونم بیام الان. یکی دو ساعت دیگه میام میریم کیک میخریم منم گفتم دیگه به من زنگ نزنی فحش دادو قطع کرد منم از تلگرام بلاکش کردم گوشیمو رو حالت هواپیما گذاشتم. چیکار کنم حالا یعنی من مقصرم؟ پیش مامانمو خواهرمو زنداداشم سکه یه پول شدم خوب نمیاد چرا امیدوار میکنه

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

عزیزم اگه سرکار زیاد باهاش درگیر نشو خستست 

البته حق با شما بوده ولی خوب زیاد بحث نکن

           کاربری چهارم                          هفده سال پیش بین خرید گوشی لمسی که تازه مد شده بودو تختخواب من تخت خوابو انتخاب کردم چون دلم زندگی و عشق و دوست داشتن میخواست ،نه کامپیوترو دوست داشتم نه گوشی نه بلوتوث نه کلیپ نه عکس نه فیلم ، من مجازی رو نمیخواستم من واقعیتو با خوبیها دوست داشتم چون احساسی و واابسته بودم اما ده سال بعد بالاخره دوتایی با چه شوقی گوشی خریدیم، با اومدن تلگرام ، واتساپ و اینستاااااا تو  باخیانتات ذاته واقعیتو نشون دادی، حس کردم ، باور کردم بعد ازون سرو صدا ها و دعواهایه شدید  تحقیر شدم  خورد شدم، حس کردم بازی خوردم، بچه رو وسیله زجرکش کردن من کردی  به خاطر بچم باید شاد بودم و میخندیدم و زندگی میکردم دو سال طول کشید تا سرپا شدم  اما شما رو از توی خونه ی دلم و قلبم انداختم بیرون، گذشت تا امروز من زنی شدم مستقل محکم و قوی ،سخت بود اما تونستم ، همه ی برنامه هایه موبایلو یاد گرفتم اما درست ازش استفاده میکنم به شما بارها گفته ام برو همه ی پولها و اموال را هم  بردار فقط برو بزار یه صبح که بلند میشم شمارو نبینم و از ته دل دوباره بخندم مگر چند بار زندگی میکنم اما شما مرا رها نمیکنی باشه این نیز بگذرد، میدانم گوشیم راپنهانی برمیداری حرفایه دلم را میخوانی پس بخون شما جوونیه منو به لجن کشیدین قطعا اگر عمرمن به این دنیا باشد پیری شما را به لجن خواهم کشید ، اما بدون شاید هیچ کس به اندازه ی من از اومدن فضایه مجازی خوش حال نیست  زندگی را به کامم زهر مار کردی  اما بهتر ازین بود که تو پیری میفهمیدم بهم خیانت کردی و اتش میگرفتم و کاری از دستم بر نمیامد پس خدایا بازم شکرت الان حداقل احساسم بزرگ ترین سرمایه ام را خرجت نمی کنم ارزوی بوسیدن و دوست داشتنت را تا ابد به دلت خواهم گذاشت 💏 💑  خانومی که امضامو میخونی من راز دلمو فقط برا این نوشتم که گذشتم  یادم نره و از یه سوراخ ده بار گزیده نشم ،پس ممنون میشم که به خاطر امضام منو لایک نکنین و سوال نپرسین چون دوست ندارم هر روز برام یاداوری بشه🌹

میگفتی یکی دوساعت دیگه ساعت یازده شبه موقع خوابه نه تولد اه از دست اینکارای مردا عیب نداره اروم باش شای نخواسته دلتو بشکنه قول داده نتوسته عملی کنه

تا خدا با من است زمانه با من است .

هع امان از دست این مردا خیلی ببخشیدا منم شوهرم عین شوهرشماست معلدم نیس میرن کجاها باکیا چ گوهی میخورن ک برا ما وقت ندارن🤨😒

علی عزیزم   خاک برسرت با این اخلاق گندت   قدرمو بیشتر بدون   فقد منم ک میتونم تحملت کنم  خدا نگهم داره واست  
ربطی نداره درست نیس ذهنیتشو نسبت ب شوهرش خراب کنی فقط ی کوچولو باید مشغله مردارو درک کرد اینجوری هرد ...

منم اوایل خیلی خوشبین بودم مث شما بعد فمیدم این مردا چقد موذی ان

علی عزیزم   خاک برسرت با این اخلاق گندت   قدرمو بیشتر بدون   فقد منم ک میتونم تحملت کنم  خدا نگهم داره واست  
شوهرتو بلاک کردی😂😂😂پشمااام. بنده خدا شاید کار واسش پیش اومده سخت نگیرین ب خودتون

منم همینطورم هم اینستا هم تل هم وات بلاکش میکنم 😑

علی عزیزم   خاک برسرت با این اخلاق گندت   قدرمو بیشتر بدون   فقد منم ک میتونم تحملت کنم  خدا نگهم داره واست  
ربطی نداره درست نیس ذهنیتشو نسبت ب شوهرش خراب کنی فقط ی کوچولو باید مشغله مردارو درک کرد اینجوری هرد ...

اره به خدا برا منم دقیقا همین مورد پیش اومده 

اولش باور نمیکردم هی فکر میکردم منو علاف میکنه 

ولی میومد خونه انقد گوشیش زنگ میخورد بعد فهمیدم حق داره دوست داره بیاد ولی خوب تا لحظه اخر دسته خودشون نیست همش هی کار پیش میاد 

           کاربری چهارم                          هفده سال پیش بین خرید گوشی لمسی که تازه مد شده بودو تختخواب من تخت خوابو انتخاب کردم چون دلم زندگی و عشق و دوست داشتن میخواست ،نه کامپیوترو دوست داشتم نه گوشی نه بلوتوث نه کلیپ نه عکس نه فیلم ، من مجازی رو نمیخواستم من واقعیتو با خوبیها دوست داشتم چون احساسی و واابسته بودم اما ده سال بعد بالاخره دوتایی با چه شوقی گوشی خریدیم، با اومدن تلگرام ، واتساپ و اینستاااااا تو  باخیانتات ذاته واقعیتو نشون دادی، حس کردم ، باور کردم بعد ازون سرو صدا ها و دعواهایه شدید  تحقیر شدم  خورد شدم، حس کردم بازی خوردم، بچه رو وسیله زجرکش کردن من کردی  به خاطر بچم باید شاد بودم و میخندیدم و زندگی میکردم دو سال طول کشید تا سرپا شدم  اما شما رو از توی خونه ی دلم و قلبم انداختم بیرون، گذشت تا امروز من زنی شدم مستقل محکم و قوی ،سخت بود اما تونستم ، همه ی برنامه هایه موبایلو یاد گرفتم اما درست ازش استفاده میکنم به شما بارها گفته ام برو همه ی پولها و اموال را هم  بردار فقط برو بزار یه صبح که بلند میشم شمارو نبینم و از ته دل دوباره بخندم مگر چند بار زندگی میکنم اما شما مرا رها نمیکنی باشه این نیز بگذرد، میدانم گوشیم راپنهانی برمیداری حرفایه دلم را میخوانی پس بخون شما جوونیه منو به لجن کشیدین قطعا اگر عمرمن به این دنیا باشد پیری شما را به لجن خواهم کشید ، اما بدون شاید هیچ کس به اندازه ی من از اومدن فضایه مجازی خوش حال نیست  زندگی را به کامم زهر مار کردی  اما بهتر ازین بود که تو پیری میفهمیدم بهم خیانت کردی و اتش میگرفتم و کاری از دستم بر نمیامد پس خدایا بازم شکرت الان حداقل احساسم بزرگ ترین سرمایه ام را خرجت نمی کنم ارزوی بوسیدن و دوست داشتنت را تا ابد به دلت خواهم گذاشت 💏 💑  خانومی که امضامو میخونی من راز دلمو فقط برا این نوشتم که گذشتم  یادم نره و از یه سوراخ ده بار گزیده نشم ،پس ممنون میشم که به خاطر امضام منو لایک نکنین و سوال نپرسین چون دوست ندارم هر روز برام یاداوری بشه🌹
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108