سه روزه برگشتم خونه بعد از ۴۰ روز قهر همه چی خوب بود شوهرم کرونا گرفته کلی بهش رسیدم باوجود اینکه شبکار بودم نخوابیدم آب سیب سوپ دمنوش غذا مقوی اب گرم و لیمو و عسل درست کردم و نتونستیم بریم شهرستان...یک کلمه در اومدم گفت نگاه کن زن برادرت فیلم عزاداری شهرتون گذاشته
شر به پا کرد گوشیمو ازم گرفت که چرا تو شماره اینا رو تو گوشیت داری و زد دنبالم
خوابیدم صبح پا شدم دوباره همینجوری کرد و کلی حرف زشت زد
حتی مادر خودشم نفرینش کرد ک داره اینجوری میکنه
بعد اومده عذر خواهی میکنه میگه بیا بریم یه دور بزنیم تو خیابون باهم حرف بزنیم
به زور منو برده کلی دوباره تو خیابون چرت و پرت گفته ک تو سند بردگیت امضا کردی به مامان و خواهر و هیچ کس هیچی نباید بگی اصلا نباید با مامانت حرف بزنی اگه بری شهرتون قلم پاتو خورد میکنم نگاه کن زنای مردم ...
منم از بس به سرم فشار آورد اومدم روسری آوردم دور گلوم خودم بکشم
چشمام درد میکنه از بس گریه کردم دیشب تا صبح
چهل روز تو خونه مامانم بودم خانوادم عین بچه ها رفتار میکنند باهام