2777
2789
عنوان

طلاق باوجود دوبچه سخته؟؟؟

447 بازدید | 36 پست

بابام همه جوره پشتمه حتی وقتی خونه شوهرم بودم خرج بچه مو بابام میداده ولی بازم خیلی ناراحتم بخاطر بچه هام

میخندم به جهانی که غمش را به رخ ما میکشد 

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

اعتیاد مشکل اعصاب دست بزن و........

بله... خیلی سخته...

دخترکی شاد در من می‌زیست...که چونان شاپرک، به این‌سو و آن‌سو میپرید...خیال پرواز داشت... و آرزوی پروریدن نسلی...پر از غصه شد...از رویاهایش دست کشید...هنوز پا به سن نگذاشته بود که پیر شد...پولکِ بال‌هایش ریخت... پَرپَر شد...

من خودم مامان بابام از اول باهم اختلاف داشتن  ولی به خاطر ما بچه ها باهم زندگی کردن ولی همش قهر همش بحث همش از هم دور بودن ما غم باد می‌گرفتیم اصلا زجری بود مجبورش کردم طلاق بگیره بعد ایقد راحت شدیم ولی مامانم یه پا شیر زن بودا وقتی تو خونش بودم همه کارا رو میکرد برامون کم نمیذاشت الان که دیگه عروسی کردم ولی وقتی جدا شد هممون به آرامش رسیدیم

بشکند دستی که بلرزد بمیرد دلی که بترسد✌🏻

مادر من... 

 اول خیلی سخت بود ولی بابام روانی همه چی تمام بود. راحت شد و ماها رو برد پیش خودش ولی ما بچه ها هنوز بچه های اون نامردیم دیگه 

سال بعدشم مامانم با یه آدم حسابی ازدواج کرد و الان جایگاه پدرمونو داره

من دیگه خانم دکتر خانه دار نیستم و شاغل شدم. بهر قیمتی هست دارم کار میکنم. شده تو خونه، ولی من از بیکاری و بچه داری و خونه داری صرف نفرت دارم. من برای کار و تلاش به دنیا اومدم. 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز