تو مدت عقدمون بنده تا جایی که میتونستمو درتوان داشتم برای این خانوم کم نذاشتم هرجا که میخواست هرچی که میخواست تا حدیکه درتوانم بود براش فراهم کردم تا یه مدت که بنده میدیدم من ۱۲ شب میخوابم ولی ایشون تا ۲.۳صب گوشی دستشون بود من تو اتاق و ایشون جای دیگه بودن
گذشت تا یه روز برادرم که ارایشگره اومد پیشمو گفت وقتی که سر یه مشتری رو اصلاح میکرده دیده که اون اقا با خانوم من که عکس تو پروفایله چت میکرده و ویس میفرستاده ازش میپرسه اونم میگه که دوستشه من وقتی شنیدم باور نکردم تا خودم رفتم سراغ اون پسرو همه ی چتاشونو نشونم داد اون روز دیگه روزی بود که واقعا شکستم خورد شدم جلوی برادرم
به نظر من خیانت باید عامل های خیانت را از خودش دور کنه یا به سمت عامل ها نره باید چشم بپوشونه باید چشمشا کنترول کنه تا منجر به خیانت نشه بعضی ها از این کار لذت میبرن مثل چش چرونی تا لذت میبره وتا عواملش هست وتا چشم نمپوشونه خیانت هم به وجود میاد