بچه ها ديشب يه خواب ديدم دست و پام ميلرزه حتي نميتونم بلند شم برم در اتاقممو وا كنم
و خواب انقدررر واقعي بود انقدر واقعي بود كه يه اتفاقم بين خواب افتاد همش دارم فكر ميكنم ببينم واقعا همچين انفاقي نيفتاده
ديشب خواب ديدم زمستونه يه بارونه خيلي شديدم مياد روزه بعد همينجوري ووزيستاده بودم داشتم نيگاي بارون ميكردم بعد يهو ساختمون خونمون از طبقه اول داشت خراب ميشد هي يه طبقه ميرفتم پايين تر و هر طبقه هم خراب شدنش نهايتا ٢ثانيه بود
بعد يهو من از تراس خونمون با سر پرت يمشم پايين مامانم منو كه ديد فقط صداشو ميشنيدم جيغ ميزد ميگفت خودتو به كشتن دادي بعد اون لحظه اي كه داشتم ديگه برخورد ميكردم با سر به زمين گفتم الان خودمو ميگيرم اومدم دستمو بزارم رو زمين روحم كشيد بالا و بينهايت بينهايت بينهايتتتت احساس فوق العاده خوبي داشتم وقتي اين اتفاق افتاد و روحم يه سانتي زمين با اون همه احساس خوب موند و فكر كنم جسمم افتاد
شما تعبيرشو نميدونين؟
من حس ميكنم واقعا مردم بعد زنده شدم اخه شما نميدونين چه احساس خوبي بود وقتي روح از تنم جدا شد (قبلانا شنيده بودم وقتي روح از تنت جدا ميهش انقد احساس خوبي داري دلت نميخواد برگردي زمين)و بينهايت واقعي