امشب خونه مامانم اینا شام ، ماکارونی از ظهر مونده بود ، سوپم با آبجیم درست کردیم نون پنیرم بود ، شوهرم فقط سوپ و نون پنیر خورد منم فقط ماکارونی ، همه شامشون خوردن از آشپزخونه رفتن بیرون من و شوهرم و آبجی بزرگم پای میز بودیم و من هنوز داشتم میخوردم که شوهرم گف ماکارونی خیلی دوس داری نه ؟ انقدر جلو آبجیم خجالت کشیدم که حد نداره ، بعد آبجیم خودش به نشنیدن زد و رفت بیرون ، به شوهرم گفتم خیلی زشت حرف زدی با من ، گف از این به بعد باهات حرف نمیزنم که بهت بر نخوره
چه شوهر آقایی داری. همسر من بره خونه پدرو مادرم،جلوش غذای مونده بذارن؟؟؟؟ چه الان چه زمان عقد. ...
اره منم به حرکت خواهرش فک کردم. خواهر من بود میگفت دستپخت مامانشو دوس داره . یه هچین چیزی منم میخندیدم من تو نی نی سایت کلا هرچی میشنوم خودمو میزارم جاشون میگم چقد من زندگیو راحت میگیرم 😂البته شوهرمم همینه