من که دیدم گذشتم ولی این اجازات بهش دادم که دوباره مثل آذر از رو رد بشه بخاطر بچه هام موندم تحمل کردم ولی اشتباها چون باز ادامه داده امشبم فهمیدم باز ادامه داده کار خیانتش ولی نمی ذاره بدم آدما شبیه تهدید میکنه به اسید و مرگ و این چیزا از طرفی مه بشین سر بچه هات من آزاد باشم ولی تو نه خیلی کلافه امنمیدونماز تهدیداش میترسم از آینده بچه ام میترسم حالم اصلا خوب نیست فقط دعا کنین برام