همدردیم
من داشتم طلاق میگرفتم اینم وکیل بود اتفاقی اینستا پیجشو دیدم کلی نصیحت کرد برگردم به دخترم رحم کنم ولی پدرش ۷ماه دخترشو ندید عین خیالش نبود خلاصه بهم پیشنهاد ازدواج داد وقتی مطمئن شد تصمیمم جدیه
ولی یهو همه چی تغییر کرد ورق برگشت یهو من تسلیم شدم برگردم چن روز پیش از یکی میپرسیده منو چرا خطم خاموش شده شنیده برگشتم گفته برا دخترش تصمیم خوبی گرفته ی چنتا حرفم بخودم گفته بودم احساس کردم حالش گرفته شده
۹سال شد و شد حرام ابدی و حسرت همیشگی
من اززندگیم راضی نیستم خیلی اذیت شدم