2777
2789
عنوان

😤😤😤😤حرصم دراومده

139 بازدید | 10 پست

بلند شدم رفتم حموم

پمپ کشیده بود آب هی داغ و سرد میشد😬

توو حموم شنیدم انگار دارن درو از تخته میکنن،صدای زنگگگگ سکته کردم سریع پریدم بیرون  از اتاق داد زدم بله مادرشوهرم میگه کجایی؟گفتم حموم میگه شوهرت زنگ زده جواب ندادی دلواپس شده یه زنگ بزن بهش و این در حالی بود که من کلا یه ربع بود حموم بودم😑

با دستای لرزون زنگ زدم شوهرم میگه چهل دیقه دیگه میام بریم تهران،چهل دیقه دیگش میشده ساعت هفت و سی و پنج دیقه، هفت و بیست دیقه باز بهش زنگ زدم ازش سوال داشتم، پرسیدم کی میای میگه بیست دیقه دیگه،ساعت هشته و زنگ زدم میبینم هنوز مغازست میگه الان میبندم😠😠😠

نیم ساعته حاضر نشستم تا بیاد😠😠😡😡😡😬😬😩😩😩😤😤😤

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

مادر شوهر منم همینجوری فضول ۴ ساله کنتاکم.

والا نمیتونم اسم این کارشو بذارم فضولی

بالاخره نگران شده دیده نه تلفن جواب میدم نه درو باز میکنم مامان خودمم بود همینکارو میکرد

بدشانسیه من بوده که توو یه ساعت همه چی پشت هم ردیف شدن

وگرنه گلایه از کسی نیست

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108