2777
2789
عنوان

مشاعره

| مشاهده متن کامل بحث + 6427 بازدید | 1618 پست
مادردوجهان غیرخدایارنداریم جزیادخداهیچ دگرکارنداریم

مرهم نمی نهی به جراحت، نمک مپاش           نوشم نمی دهی به دلم نیشتر مزن

 ///موهیتا راست میگف اهواز شهر عاشقیه شهر دیوونگیه ❤ خدایا شکرت بابت همه چی♥💫///

چَشـم عَسَل، لب زَعفَــران، گیسو شبیهِ دستبافت صادراتِ غیر نفتی انحصاراً دست توست...

وصف رخ چو ماهش در پرده راست ناید 

مطرب بزن نوایی ساقی بده شرابی 

هرگز دلم زکوی تو جایی دگرنرفت *یکدم خیال روی توام از نظر نرفت*  جان رفت و اشتیاق تو از جان بدر نشد *سر رفت وآرزوی تو از سر به در نرفت

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

گاه لیلا گاه مجنون میکند  گرگ ومیش چشم اهویت مرا


ای چشم تو دلفریب و جادو

در چشم تو خیره چشم آهو

در چشم منی و غایب از چشم

زآن چشم همی‌کنم به هر سو

صد چشمه ز چشم من گشاید

چون چشم برافکنم بر آن رو

چشمم بستی به زلف دلبند

هوشم بردی به چشم جادو

هر شب چو چراغ چشم دارم

تا چشم من و چراغ من کو

این چشم و دهان و گردن و گوش

چشمت مرساد و دست و بازو

مه گر چه به چشم خلق زیباست

تو خوبتری به چشم و ابرو

با این همه چشم زنگی شب

چشم سیه تو راست هندو

سعدی به دو چشم تو که دارد

چشمی و هزار دانه لولو

ایام خوش آن بود که با دوست گذر شد باقی همه بیحاصلی و بی خبری بود

دل دادمش به مژده و خجلت همی برم 

زین نقد قلب خویش که کردم نثار دوست

هرگز دلم زکوی تو جایی دگرنرفت *یکدم خیال روی توام از نظر نرفت*  جان رفت و اشتیاق تو از جان بدر نشد *سر رفت وآرزوی تو از سر به در نرفت
باش تا صبح دولتت بدمد     کاین هنوز از نتایج سحر ست...

توخود ای گوهر یکدانه کجایی آخر

کز غمت دیده مردم همه دریا باشد 

 ///موهیتا راست میگف اهواز شهر عاشقیه شهر دیوونگیه ❤ خدایا شکرت بابت همه چی♥💫///

نه عقل رسدنه علم آنجاکه تویی  آخربگشای بردل بسته دری

یک نفر آمد صدایم کرد و رفت         در قفس بودم، رهایم کرد و رفت

 ///موهیتا راست میگف اهواز شهر عاشقیه شهر دیوونگیه ❤ خدایا شکرت بابت همه چی♥💫///

هیچ آدابی و ترتیبی مجوی هر چه میخواهد دل تنگت بگوی...


شب گذشته شتابان به رهگذار تو بودم

به جلد رهگذر اما در انتظار تو بودم

نسیم زلف تو پیچیده بود در سر و مغزم

خمار و سست ولی سخت بی قرار تو بودم

همه به کاری و من دست شسته از همه کاری

همه به فکر و خیال تو و به کار تو بودم

خزان عشق نبینی که من به هر دمی ای گل

در آرزوی شکوفائی و بهار تو بودم

اگر که دل بگشاید زبان به دعوی یاری

تو یار من که نبودی منم که یار تو بودم

چو لاله بود چراغم به جستجوی تو در دست

ولی به باغ تو دور از تو داغدار تو بودم

به کوی عشق تو راضی شدم به نقش گدائی

اگر چه شهره به هر شهر و شهریار تو بودم

توخود ای گوهر یکدانه کجایی آخر کز غمت دیده مردم همه دریا باشد 


هر کسی شعر به چشمان تو تقدیم کند
مثل این است که رقاصه به باکو ببرد!

باز هم خیره به عکست شده ام تا شاید
این سری چشم تو را چشم من از رو ببرد...

دل دادمش به مژده و خجلت همی برم  زین نقد قلب خویش که کردم نثار دوست

اگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوست

حرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزینم



عشق حیرت آوریه👆 حالا چه زمینی چه الهی

هر کسی شعر به چشمان تو تقدیم کند مثل این است که رقاصه به باکو ببرد! باز هم خیره به عکست شده ام تا ش ...

دل خاص تو و من تن تنها اینجا
گوهر به کفت بماند و دریا اینجا
در کار توام به صبر مفکن کارم
کز صبر میان تهی ترم تا اینجا

 ///موهیتا راست میگف اهواز شهر عاشقیه شهر دیوونگیه ❤ خدایا شکرت بابت همه چی♥💫///

شب گذشته شتابان به رهگذار تو بودم به جلد رهگذر اما در انتظار تو بودم نسیم زلف تو پیچیده بود ...


ای صبا با تو چه گفتند
که خاموش شدی ،

چه شرابی به تو دادند
که مدهوش شدی ،

تو که آتشکده عشق و محبت بودی
چه بلا رفت که
خاکستر و خاموش شدی ،

تو به صد نغمه ٬ زبان بودی و
دلها همه گوش ،
چه شنفتی که زبان بستی و
خود گوش شدی ،

خلق را گرچه وفا نیست
ولیکن گل من ؛
نه گمان دار که رفتی و
فراموش شدی …!

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز