مادربزرگم فوت شده پدرشوهرم باهم زندگی میکنیم شوهرم زندانه من تو حیاط و تحت حمایتشونم الان صدامکرد گف دارم میام یه فاتحه بفرستم گفتم شب بیا آماده نیستم محترمانه با هم رودروایسی نداریم ولی چون شوهرم خونه نیس خونمهمش لهمریخته س روحیه ندارم خب اخه بنظرتوم بد شده؟
اومد همین علت و بهش بگو...بگو فلانی شوهرم نیست...یکم دل و دماغ ندارم...خونه رو مرتب کردم تا شما بیاین...تمام...سوتفاهمی هم اگر پیش اومده باشه...برطرف شده...