با شوهرم خیلی دعوا میکنم خیلی زیاد دیشب رفته بودیم خونه خالم اینا با دخترای خالم و خالم خیلی گرم گرفته بود با من اصلا حرف نزد انگار وجود نداشتم اومدم خونه دعوا کردم دیشب خونه نیومدم و ظهر اومدم فهمیدم صبح تا ظهر خونه مادر شوهرم و پیش جاریم بود کلا حتی با جاریام بخنده خودمو میکشم و شر به پا میکنم چیکار کنم این حس حسادت و عصبی بودن رو از خودم دور کنم لطفا توهین نکنین
فقط راه حل بدین مامانم همیشه شریک دعواهای ما و کتک کاری ها ما بخاطر گیر. دادن من سر مادرش و خواهرش هست همیشه نصیحتم میکرد اما امروز گفت الهی شوهرت زن بگیره تو هم ازش طلاق بگیری و گم بشی ابروی ما رو بردی
نفرینم کرد دست خودم نیست بدم میاد حتی با یک خانم حرف بزنه میمیرم کسی مثل من هست
از مادر و خواهرش متنفرم خیلییی بهشون توجه میکنه خیلی زیاد من حسود چیکار کنم