2777
2789
عنوان

شعر😔

46 بازدید | 0 پست

در من کسی جان میدهد هر شب

با خاطراتی سرد و تکراری

دیوانه جان کی میشود اصلا

از حال و روزم دست برداری .. ؟


من از تو و این زندگی سیرم

بر باد دادم آشیانم را

میخواستم پَر وا کنی در من

آبی ندیدی آسمـانم را ...


ویرانه ها را خوب میفهمم

استادِ ماندن زیرِ آوارم

لبخند بر لب میزنم اما

دردِ وخیمی در سرم دارم


دردِ وخیمِ در سرم هستی

احساسِ پوچی بینِ اشعارم

پلکی بزن پیش از عبورت یک

مُردن به چشمـانت بدهکارم ..


دلبستگی طعمِ گَسی دارد

با بغض های قصه درگیری

دستت که از دستش جـدا باشد

دستِ خودت را هم نمیگیری ...


ما را به جرمِ عاشقی کُشتند

با چوبه ای از جنسِ ویرانی

حتما تصور میکنی خوبم !

افسوس اصلش را نمیدانی ...


| مریم قهرمانلو |

من برای بدست اوردنت دلی را به دریا زدم که از اب میترسید
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز