من توی یکسالگی اولین حمله آریتمی رو داشتم که به خاطرش بیمارستان بستری شدم ولی نتونستن تشخیص بدن. حدودا تا قبل هفت هشت سالگیم سالی یکی دوبار میومد و می رفت ولی بین نه الی دوازده سالگیم خیلی زیاد شده بود جوری که توی دوازده سالگی به خاطر استرسی که داشتم عملا روزی یکبار حمله هم داشتم.
البته بین این سالا خودم و خانوادم اصلا جدی نمیگرفتیمش ولی توی سیزده سالگیم بالاخره تشخیص داده شد و ابلیشن انجام دادم.
قبل ابلیشن معمولا زمانی که استرس یا فشار عصبی زیاد داشتم یا فعالیت بدنیم بالا بود حمله داشتم. حمله ها هم اینجوری بود که تو یک صدم ثانیه استارت میخورد و بین سی دقیقه الی یکساعت طول می کشید که توی این تایم ریتم ضربان کاملا فرق داشت و به شدت بالا بود که باعث میشد در نهایت دیدم رو موقت از دست بدم. بعد اون تایم که گفتم یه درد شدید برای چند ثانیه توی قفسه سینم میپیچید و حمله خودش متوقف میشد. اما دفعه آخر خیلی طولانی شد و من رفتم بیمارستان اونجا با تزریق حمله رو متوقف کردن. ابلیشن رو توی سیزده سالگی انجام دادم و روندش به این صورته که صبح ناشتا میرین بیمارستان اونجا ازتون آزمایش های قبل عمل رو میگیرن و بعدش با پای خودتون وارد اتاقش میشین. بهتون آرامبخش نزریق میکنن و بعدش کشاله ران رو بی حس میکنن و چند تا برش کوچیک میزنن که بزرگترینشون حدودا یکسانت یکسانتو نیمه بعدش چند تا سیم رو از طریق رگ ها وارد قلب میکنن که این قسمت یکم آزار دهندست انگار که یه موش داره توی بدنتون راه میره. بعدش برای شناسایی کانون و انهدامش هی کاری میکنن که حمله اتفاق بیفته و این قسمتش هم یکم اذیت کنندست در کل طول عمل شما به هوش هستین و درد رو حس میکنین ولی أرامبخش باعث میشه خیلی سخت نباشه. میگن درد نداره ولی داره خصوصا موقعی که کانون رو منهدم میکنن. بعد عمل تا چند ساعت کیسه شنی روی قسمت برش هست تا خونریزی بند بیاد. تا چند روز هم باید دارو کصرف شه. الان پنج سال هست که ابلیشن کردم و راضی هستم. نمیتونم بگم عین یه آدم سالم شدم ولی هرچی هست بهتر ازون حمله هاست. اگه عصبی بشم قفسه سینم درد میگیره با فعالیت سریع تنگی مفس میگیرم و روزی یه پروپرانولول میخورم موقعی هم که فعالیت سنگین دارم یا عصبی میشم رگی که برش داده شده درد میگیره ولی همه این ها واقعا می ارزه چون حمله ها به شدت آزار دهنده بودن