عالی بود، مرسی. منم یک خاطره میگم. من هم در کل آدم صمیمی و زودجوشی هستم. هر وقت جایی میرم با همه بگو و بخند دارم. این مدت من هم در حال تمرین هستم با شما. این دفعه که میخواستم برم آرایشگاه گفتم این یک تمرین هست برای عدم صمیمیت و زودجوش نخوردن. هر دفعه میرفتم کلی سلام و سلام و سلام و احوال پرسی همه. یعنی از لحظه ی ورود خودمو معرفی میکردم که من آدم زودجوشی هستم، با من ندار باشید.
اونها هم سوال پشت سوال. شاغلی؟ بچه داری؟ شوهرت چکاره است؟ این دفعه چند نفر ازم سوال کردن، وقتی سرد جواب دادم دیگه پی اش رو نگرفتن.
همیشه آرایشگاه رفتنی از کاری که انجام میدادم کلی ذوق میکردم و تشکر میکردم. اینبار اصلا به روی خودم نیاوردم و گفتم آخر سر موقع رفتن یک تشکر میکنم. دیدم همش دنبال اینن که من کاری که انجام دادن رو تایید کنم یا اثری از رضایت ببینن. برام نسکافه آوردن، تخفیف دادن و آخرش هم گفتن باعث افتخار ما بود که شما اینجا تشریف آوردید.
دیدم نه بابا، جواب میده عدم صمیمیت. بیخود نیست خیلی ها سرد و خشک و غیر صمیمی ان، خیرش رو دیدن.