2777
2789
عنوان

صمیمیت ممنوع

| مشاهده متن کامل بحث + 373400 بازدید | 1784 پست
و هزاااااران مشکل دیگه که کم کم میگمشون ولی من تو این ۱۰ سال پیر شدم زخم معده گرفتم معدم عصبی شد کمر ...

خودت رو دوست داشته باش عزیزم. خانواده همسر متخصص گرفتن اعتماد به نفس عروس هستند.

هر کاری بکنی یک عیبی داره، هر چی بخری، نخری.

بخوری، نخوری، بیاری، نیاری و ...

کارهات مهم نیستن، اصل اولیه اینه که عروس بده، هرکار که بکنه.

(البته همه اینطور نیستند، هرچی سطح فرهنگی خانواده ی مرد پایین تر باشه، احتمال این رفتارها بالاتره)

خوشا راهی که پایانش تو باشی...

خیلی صمیمیم خیلی . فقط دنبال رضایت دیگرانم نمیدونم با لینکه هیییییچی به لطف خدا کم ندارم نه مالی نه زیبایی نه اندام نه تحصیلات نه اجتماعی هیچی هیچی کم ندارم حتی اعتماد بنفسم دارم هاااا ولی ننیدونم چرا کمبود محبت دارم برام عجیبه . نه نه عحیب نیست از طرف شوهرم دارم خیلیم دارم خودمو برا بقیه میکشم عین یه بچه که با تعریف دیگران خوشحال میشه و با انتقاد بقیه ناراحت اونجور شدم خیلی برام مهمه بگن تو خوبی . اگه از کسی دیگ۶ تعریف کنن غصه میخورم و ناراحت میشم یه نکته ی دیگه اینکه هر کی هر چی میگه من به خودم میگیرم البته خیلی گیراییم تو تیکه انداختن بالاس 

 . 

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

سلام عزیزم. ممنونم. خوش اومدی. دقیقا گاهی مشکلات ما ناشی از این هست که مادرانمون نه تنها مارو راهنما ...

سلام بانو،واقعا چرا مادرامون این حرفا را کردن تو گوش ما و مثل یک ناظم ایستادن ببینن اگه از خودمون دفاع می کنیم تنبیهمون کنن،در مورد من واقعا اینطور بودا

من برای دفاع از خودم بیشتر از خانوادم می ترسیدم تا شوهر و خانوادش 

بگو خودتون چه امتیازی از محبت کردن گرفتید؟؟

دقیقا همینه که میگی جامون عوض شده خیلی وقته . قبلا هم همینجور بود ولی  قبلا ازم حساب میبرد و میترسید و .... ولی الان یه مشکل پیش اومد که الان ازم نمیترسه دیگه میخوام مشکلمو بهت بگم درخواستمو قبول کن مشکل اصلی رو بگم فقط همین یه پیتم که از اصل مشکلم باخبر باشی بقیه رو همینجا میگم . فقط خصوصی بگم که با توجه به مشکلم بهم نسخه بدی

دوست خوبم نازلی مشکل منم همینه اینقد از بابام ترسیدم که هیچوقت جواب خونواده شوهرمو ندادم از خودم دفاع نکردم فقط عین احمقا گریه کردم همیشه بابام میگفت تو الگوی خونوادتی بین اونا مودب باش محترمانه برخورد کن و.... بخاطر همین الان احمق فرض شدم دو تا هم عروسم محلشون نمیدن حتی رو نمیدن یه چای خالی خونشون بخورن ولی فقط اسم اون دوتا ورد زبونشونه و خیلی احترامشونو دارن ولی با من به خودشون اجازه ی هر رفتاری رو میدن هر گونه انتقادی 

چند وقت پیش دامادشون به خانومش (خواهر شوهرم ) گفت یه خاطره از شوهر من برامن تعریف کنه بخندیم خ ش هم کاملا جدی گفت من عادت ندارم عیب خونوادمو برا هر کسی تعریف کنم همینجور خشکم زد گفتم من هر کسیم ؟؟ من زنشم !! گفت اره تو هر کسی هستی . اونوقت من هم خودم شام درست کردم سفره بنداز بردار بشور چای درست کن تو دلم گفتم اگه من هر کسیم پس تو اشپزخونت چکار میکنم ولی جرات نداشتم حرفی بزنم چون متهم میشم به زود رنجی و قهر قهرو و از شوهرمم میترسم تازه کلی باهام دعوا کرد که چرا ناراحت شدی 

ببین عزیزم، اگر قبلا خوب بودید و حالا عوض شده، ببین چی بینتون عوض شده. اصلا اینکه به پر و پای مرد ب ...

ببین از  صبح تا شب که سر کاره شبم شام میخوره و میره با دوستاش تا ۱۲ و ۱ شب من و دخترمم هر غروب میریم خونه پدرم ااونم‌پیش دوستاش تا اخر شب اصلا پیش هم نیستیم نهایتش اخر شب یه ساعت بد هم فیلم ببینیم . مشکل اینجاس هرچقدرم که دور باشم باهاش کار نداشته باشم خودمو با خاله ای عمه ای مامانی بازاری چیزی سرگرم کنم هیچ نمیاد طرفم دور تر نمیشه؟ سرد تر نمیشیم؟ عادی نمیشه عادت نمیشه؟ 

من با خونواده شوهرم مشکلات زیادی دارم ولی مشکلاتم با شوهرم بیشتره همشم میدونم بخاطر بی سیاستی و نابلدیه رفتار خودمه . خیلیم احساساتیم تو رویام بخاطر همین انتظار رفتار رومانتیک دارم محبت میکنم انتظار محبت دارم دست خودم نیست مثلا تو ماشین اهنگاش همه حسرت و اه و ناله ست وقتی  میذاره من خود به خود قهر میکنم عصبی میشم گریم میگیره میگم حتما از انتخاب من پشیمونه و یکی دیگه رو میخواد

سلام عزیزم. عالی از کارهات بیشتر تعریف کن برامون. یکی از آشناهای ما، زیاد دختر خاصی نیست. شاید ده در ...

منم آدم دیر جوشیم.ولی وقتی ببینم یکی آدم حسابیه(ینی فضول و حسود و مغرور نباشه) خیلی خوب باهاش بگو بخند میکنم. وقتی اوایل ازدواجم حسادتشونو حس کردم و حرفاشون آزارم داد اصلا نتونستم بپذیرمشون. و تا میتونستم تو جمع سکوت کردم .و با لبخند گذشتم


اما از همون اول حرصشون گرفت و پشت سرم گفتن اجتماعی نیس؛مغروره،عصبیه،بد بینه 


و خلاصه همه چی گفتن .من سادگی کردم و تمام تلاشمو کردم بهشون نزدیک شم ک خلاف اینو ثابت کنم.

مثلا میرفتم جلو با روی خندان خواهر شوهرمو سلام بدم،ولی اون با اخم شدید رو میگرف.

با مادرش بگو بخند میکردم به دعوا میکشید و میگف تو واسه دخترام فلان کارو نکردی هدیه ندادی ....و خیلی توقع های بالای دیگه درصورتی ک من همشو انجام داده بودم.

الان چند ماهی هس وقتی خوبیامو نادیده گرفتن دیگه اصلا سعی نمیکنم راضیشون نگه دارم. روال عادی خودمو میرم.

و نمیدونم با این رفتار قراره چی سرم بیارن. واقعا نمیدونم با بعضی ادما چه رفتاری درسته . خیلی پشیمونم همون اول محل دادم و سعی کردم به مزه دهنشون خوش بیام. نباید بها میدادم

خدایاشکرت
صمیمیت یا عدم صمیمیت انتخاب ماست. نسخه ی لازم الاجرای همه مون نیست. من به شخصه با توجه به شرایطم، خل ...

من حد و مرز دارم باهاشون ...ولی همسرم تمایل به رابطه باهاشون داره و کلا کیف و خوشیه زندگیش غیر از کنار ما بودن ...بودن با خانوادشه و من خوشحالم که با اونا در ارتباطه و تفریحش سالمه و با خانواده اشه 

و من مجبورم رفت و امد داشته باشم جزو لاینفک زندگیمونه...

ولی خب وقتی کنارشونم از برنامه هام هیچی نمیگم وقتی عملی شدن خودشون متوجه میشن و از خانواده ام خیلی بندرت چیزی بگم فقط در مورد کوچولوهای با مزه ای که تو خانواده مه گاهی میگم... اینکه ناهار شام چی پختم و حرفای خاله زنکی باهاشون ندارم با اینکه 20 ساله طبقه بالاشون میشینیم بدون زنگ زدن و بدون دعوت نمیرم حد و حدودو نگه داشتم احترامشونم داشتم واسه همینه این در کنار هم بودن 20 ساله قدمت داره😉اما خودمم موقع مشکلات شون کنار نکشیدم و به عنوان یک انسان انجام وظیفه کردم نه به عنوان عروس بودن 

💚 به امید خدا در تاریخ 9/9/99 💚اتفاقای خوبی برام می افته💚💃

میدونی شاپرک من بسیار زودجوشم ولی خب خونواده همسر ادم مجبوره مدام باهاشون باشه بخاطر شوهرامون بخاطر بچه هامون نمیشه صمیمی نبود بعدشم من کلا معتقدم چرا بدی باشه چرا اخه تیکه باشه چرا دعوا ؟؟؟ چرا ناراحتی ؟؟ زندگی چه ارزشی داره اخه که ماها بیایم تصمیم بگیریم سرد باشیم من اگه بخوام سرد باشم خب از شخصیت خودم دور میشم پس باعث نارضایتی از خودم از زندگی از رفتارم و از زنده بودنم میشه احساس خفگی میکنم افسردگی میاره چون خودم نیستم نقش بازی میکنم پس لطمه میخورم مگه چند سالمه که این همه بلا سرم بیاد ؟!!! هر چند الان حال و روزم بدتره چون خوبی میکنم بدی میبینم بخدا اگه ماهی یه بار میرم خونشون با دعوا برمیگردیم و گریه و غصه

سلام عزیزم. یکبار به همسرت بگو من دیگه از خانواده ام به شما چیزی نمیگم، چون راز نگه دار نیستی و حرف ...

مرسی عزیزم 😘😘😘

خیلی خوب حرف میزنی  

الان چند ماهه خیلی حرفا و اتفاقارو از شوهرم پنهان میکنم چون میدونم تحمل اینکه به مادرش نگه رو نداره 

ولی هرچند چیزای خیلی ساده رو که میفهمه بازم میره میگه مثلا رفتم باشگاه به مادرش گفت 

مادرشم هی هر دفعه منو میبینه یه چیزی میپرونه

که اره برا چی میری کرونا هس یا بخور یا نخور یا رژیم بگیر نگیر لاغر شدی چاق شدی صورت همچین شده و.... این حرفا

میدونی بالاخره همسرمه تو یه خونه هستیم همه چیزو نمیشه نگفت پنهان کرد هرچیم میگم نگو رفتارت باعث شده من دیگه چیزی نگم بهت باز ابم بخوریم میگه😢

سلام 

بانو جان اگه براتون امکانش هست درمورد معیار انتخاب و میزان صمیمیت در روابط با دوست(همجنس منظورم هست) هم بگید.الان 15 سالمه و انتخاب و حفظ دوست برام خیلی مهمه

خصوصا بعد از اینکه اون پستتون توی تاپیک دنبال باور های جدید.... رو خوندم که درمورد یکی از آشناهای موفقتون و انتخاب دقیق روابط دوستانه اش نوشته بودید. 

حقیقتش خیلی اجتماعی هستم و دوست هم زیاد دارم اما کم کم نزدیک شدیم بهم

نمیدونم واقعا چجوری اگه شخصیت و منش یکی بنظرم خوب اومد و معیار هام رو داشت انتخاب کننده باشم و جلو برم. چون ممکنه طرف مقابل مثل من تمایل نداشته باشم و یجورایی سبک بشم

همینطور برای حفظ دوستی صمیمیت چقدر باشه؟ در حدی که اگه به هر دلیلی دوستیمون بهم خورد رازی پیشش نداشته باشم که نگران فاش شدنش باشم و خیلی درگیر بهم خوردن این دوستی نشم کافیه؟ 

سلام بانو آرتمیس عزیز.خوشحالم از اینکه دوباره پیشمون هستین. امیدوارم موفق و پیروز باشید.

بانوی عزیز نظرتون در مورد صمیمیت با خانواده خودمون چی هست؟ منظورم اینکه که با  پدر و مادرمون تا چه حد صمیمیت معقول و منطقی هستش؟  ( در صورتی که اونها سیاست داشته باشند و عکس العمل نشون ندن آیا میشه در مورد مشکلاتی که تو خونه خودمون داریم باهاشون درد دل کنیم و راهنمایی بخواهیم؟؟؟) 

برای سلامتی امام زمان(صلوات)

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز