بچه ها من عاشق همسرم بودم و خیلی خیلی دوستش داشتم از خودم بهش بیشتر ایمان داشتم و مطمئن بودم کاری نمیکنه من ناراحت بشم
وقتی بچه دومم رو باردار بودم به ماموریت کاری رفت و تا وقتی پسر م 2 ماهه شد برگشت
خیلی از لحاظ احساسی شکست خوردم
احساس اینکه کارش تو اولویت بوده هنوز که هنوزه بعد 6 سال عذابم میده و نمیتونم احساس عشق قبلی رو به قلبم برگردونم و متاسفانه تو رفتارم مشخصه
خونه رو به اسمم کرد و کلی کادوهای خوب برام خرید
حاضر م تمامش رو بهش بدم ولی فقط یک روز دیگه اون احساس عشقی که بهش تو قلبم بود برگردونم
همسرم هنوز فوق االعاده است و دوستش دارم ولی برای من مثل قبل نیست
یعنی باورتون نمیشه یکساعت دوریش بی قرارم میکرد
خیلی هم مشاوره رفتم حتی با هم رفتیم
در ظاهر قضیه چیزی عوض نشده اما یه تیکه از پازل قلب من کنده شده که خیلی جای خالیش احساس میشه