پسر رو تختش غلت میزنه بیدارشه یه روز خوب رو شروع کنیم....یه جمع و جور دارم ناهار هم اضافه شام دیشب
چیزی نمیگم چون دلم خیلی از این دنیا پره...میخوام ازت هر چی بگم بغضم گلومو میبره...آدم یوقتا از خودش بی حرف باید بگذره...این روزهای آخرو ساکت بمونم بهتره...