بچه آخر بودن هم دردسر و هم خوشی داره ....
من بچه آخرم 16سالمه
مادرم 52سالشه
پدرم 60
کلا خواهرام و برادرم هم نقش پدر و ملدر و برام اجرا کردن ...
تا وقتی مجرد بودن تا چهار سال پیش هیچ احساس کمبودی نمیکردم .
الان یجوری ام تنهام ...
اختلاف سنیم با پدر مادرم زیاده.
همش پدر مادرم بفگر اینن پولارو جمع کنن برام ماشین و خونه یا چیزی بخرن در اینده میدونم بفکرمن ولی تسبت به همسن هام کمتر تیپ میزنم . همون پول لباس یا بیشترشو میدن اما میندازن پس انداز برام . یا کتاب میگت بخر دوسال دیگ کنکور داری.
وقتی می بینم همه سر زندگیشونن من هیچ ندارم اونا اون همه پبشرفت کردن دلم میگیره ...
مادرم مشکل قلبی داره و ...
هرروز پیرترشدنشون رو می بین حالم بد میشه
خواهرام و برادرام بچه داشتن همسن من بود..
پوووف
خدایی تو سن کم بچه بیارید :)