گاهی وقتا از الکی چیزایی میگی تا شاید یکی بهت توجه کنه...
وقتایی که دلت گرفته دلت میخواد یکی باهات حرف بزنه...آرومت کنه بهت توجه کنه...
گاهی وقتا دلت میخواد یکی کاراتو زیر نظر داشته باشه و حواسش بهت باشه...
این یکی هرکسی نیست...
این یکی همونیه که دلت براش رفته...
همونیه که بهت نمیگه دوست دارم ولی حواسش بهت هست...
غصه هات غصه هاشه...
با ناراحتیات ناراحته...
با اعصاب خوردیات کنار میاد...
وقتی دلت گرفته هزار جور کار میکنه تا بخندی...
از نظر من این کارا از صدتا دوست داشتن گفتن بهتره...
شایدم اینکارا از روی دوست داشتنه...
کسی چه میدونه...
ولی هرچی که هست من دوسش دارم...هم خودشو هم کاراشو...
تو تاپیک قبلیم گفتم میرم از این زندگی...
گفتم خستم
اره خسته بودم...
ولی وقتی اون حواسش بهم هست دیگه خستگی معنایی نمیده...دیگه بریدن از زندگی معنایی نمیده...میده؟؟