2777
2789
عنوان

«شعر۶»

| مشاهده متن کامل بحث + 21388 بازدید | 3223 پست
سلام استارتر عزیز نه قبلا نداشتم کاربری 

سلام آقای بروتال صبح بخیر.... سپاس 

💚شنیدم امام رضا مریضارو شفا میده💚شنیدم پنجره فولاد رضا برات کربلا میده💚 شنیدم که ضامن آهو شدی امام رضا💚میشه ضامن منم بشی پیش خدا💚 شنیدم هرکی بره زیارت امام رضا💚برادیدنش میاد سه جا غریب الغربا💚برا بار اولی سر پل صراط میاد💚دومی وقتیه که نامه ی تو برات میاد💚بار سوم که میخاد آقا به دادت برسه💚وقتی که ملک میاد تا به حسابت برسه💚من قیزیمادونیایام😍قیزیم منه دونیا دی😍الله بیزی آییرما😍بو قیز منه سودا دی😍من تورک قیزام آسانا😍منیم آنام زهرا دی😍عشقی منه اورگددی😍قلبیم اونا شیدا دی😍♥ آبجی سادات خودمی💚khoday_mer3p 💚با یه صلوات آمین بگو خواهرگلم.خدایا هرکی چشمش به این امضا افتاد همون لحظه دلشو شاد کن.اگه دختره یه بخت خوب نصیبش کن.اگه منتظره دامنشو سبز کن.اگه غصه داره خدایا به بزرگیت قسمت میدم ارامشی از جنس خودت نصیبش کن.اگه مستاجره صاحب خونش کن.اگه با شوهرش مشکل داره دلشونو به هم رضا کن.خدایا خیلی از دوستام ناراحتی هایی دارن که نمیتونن بیان کنن اونا فقط تورو دارن جوری به خودت نزدیکشون کن که ناراحتیشونو فراموش کنن.اللهم صل علی محمد وال محمد و عجل فرجهم.brave 

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

سلام صبح بخیر...🌹🌹

سلام به همگی،🌹🌹🌹🌹


سلام بر رنگ اندوه
در چشمانت
سلام بر خورشیدی
که در دستانت طلوع می کند

سلام بر گنجشکی
که بین لبهایت می خواند
سلام بر قلبی
که در دو پهلوی تو
جای گرفته است...!


در کنار ساحل قدم میزدم و میخواستم به جایی دیگر بروم که درخشش چیزی از فاصله دور توجهم را به خود جلب کرد. جلوتر رفتم تا به شی درخشان رسیدم. نگاه کردم دیدم یه قوطی نوشابه است، با خودم فکر کردم در زندگی چند بار چیزهای بی ارزش من را فریب داده و من را از مسیر اصلی خودم غافل کرده است و وقتی به آن رسیدم دیدم که چقدر بیهوده بوده است. ولی آیا اگر به سمت آن شی بی ارزش نمیرفتم واقعا میفهمیدم که بی ارزش است یا سالها حسرت آن را میخوردم...؟

تا خیال قد و بالای تو در فکر منست گر خلایق همه سروند چو سرو آزادم

به سراپایِ تو ای سرو سهی قامت من!
کز تو فارغ سر مویی به سراپایم نیست
تو تماشاگه خلقی و من از باده یِ شوق؛
مستم آنگونه که یارای تماشایم نیست...

رهی-معیری#  

حضرتِ درمان بیا...!💛                                                اَللهُمَّ عَجِّل لِوَلیکَ الفَرَج؛ آمین.
به سراپایِ تو ای سرو سهی قامت من! کز تو فارغ سر مویی به سراپایم نیست تو تماشاگه خلقی و من از باده یِ ...


غلام قامت آن لعبتم که بر قد او

بریده‌اند لطافت چو جامه بر بدنش

گیسوت عنبرینه گردن تمام بود معشوق خوبروی چه محتاج زیورست

آچیرام دفتریمی هر گئجـہ سندن یازیرام

سیلیرم یازدیغیمی بیرده تازاشدان یازیرام

ایندی کیم یازسا سنه سئوگی محبت ناغیلین

من بو کهنه غزلی، شعری دونن دن یازیرام

تعطیل🚫                                                                                 
گیسوت عنبرینه گردن تمام بود معشوق خوبروی چه محتاج زیورست

زِ نقشِ روی تو مشاطه دست بازکشید؛
که شرم داشت که خورشید را بیاراید...
سعدی#  

حضرتِ درمان بیا...!💛                                                اَللهُمَّ عَجِّل لِوَلیکَ الفَرَج؛ آمین.

از دوست‌ داشتن که می‌ نویسم

دست‌ هایم می‌ لرزد

انگار تو زیر پوستم

تکثیر می‌ شوی …

 

در کنار ساحل قدم میزدم و میخواستم به جایی دیگر بروم که درخشش چیزی از فاصله دور توجهم را به خود جلب کرد. جلوتر رفتم تا به شی درخشان رسیدم. نگاه کردم دیدم یه قوطی نوشابه است، با خودم فکر کردم در زندگی چند بار چیزهای بی ارزش من را فریب داده و من را از مسیر اصلی خودم غافل کرده است و وقتی به آن رسیدم دیدم که چقدر بیهوده بوده است. ولی آیا اگر به سمت آن شی بی ارزش نمیرفتم واقعا میفهمیدم که بی ارزش است یا سالها حسرت آن را میخوردم...؟

آچیرام دفتریمی هر گئجـہ سندن یازیرام سیلیرم یازدیغیمی بیرده تازاشدان یازیرام ایندی کیم یازسا سنه س ...

راستش ترکی بلد نیستم ولی

نفحات صبح دانی ز چه روی دوست دارم

که به روی دوست ماند که برافکند نقابی

غلام قامت آن لعبتم که بر قد او بریده‌اند لطافت چو جامه بر بدنش

حیف باشد بر چنان تن پیرهن!
ظلم باشد بر چنان صورت نقاب...
سعدی#  

حضرتِ درمان بیا...!💛                                                اَللهُمَّ عَجِّل لِوَلیکَ الفَرَج؛ آمین.

در دهانت دوستت دارم های زیادی

پنهان کرده‌ ای

که جز به بوسه کشف نخواهند شد

می‌ بوسمت تا هر دو عاشق شویم

تو از بوسه‌ های من

من از شنیدن عاشقانه‌ های تو

در کنار ساحل قدم میزدم و میخواستم به جایی دیگر بروم که درخشش چیزی از فاصله دور توجهم را به خود جلب کرد. جلوتر رفتم تا به شی درخشان رسیدم. نگاه کردم دیدم یه قوطی نوشابه است، با خودم فکر کردم در زندگی چند بار چیزهای بی ارزش من را فریب داده و من را از مسیر اصلی خودم غافل کرده است و وقتی به آن رسیدم دیدم که چقدر بیهوده بوده است. ولی آیا اگر به سمت آن شی بی ارزش نمیرفتم واقعا میفهمیدم که بی ارزش است یا سالها حسرت آن را میخوردم...؟

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792