بچه دیشب من بیدار بودم داشتم با گوشیم بازی میکردم همسرم تو خواب و بیداری بود بعد برگشت گفت مریم مریم بیا پیشم ب من گفت .من اسمم مریم نیست.گفتم مریم کیه یهو چشماش با ی حالت ترس باز شد بعد گفت هیچیکی چی شده .من دیگه هیچی نکفتم چون ولی واقعا اعصابم داغونه .اخه یعنی چی؟؟
من اگه از دهن شوهرم توی بیداری هم یه اسم اشتباهی بپره حساس نمیشم چه برسه به خواب
تا خدا هست، به مخلوق دمی تکیه مکن. که خدا کوهِ ثبات است و بشر، عین نیاز .... هر کسی رو لایک میکنم براش صلوات میفرستم، اگر ناراحت میشید، بهم بگید که لایک نکنم🌹
ما مریم زیاد داریم تو دوست و اشنا و فامیل و ی مریم داریم که اونم خودشم میخواد بذ این باشه اینم ب هر طریقی خودشو میچسبونه ب اون .این هم خیلی هوا خواه این خانمه .جالبه این خانم ۴۵سالشه شوهرش رو بیرون کرده چون دیر هم بچه دار شده جوون دیده میشه مثلا ۳۸ساله.دیشب قبل از خواب شوهرم ب من که متولد ۱۳۷۳هستم و ب خودمم میرسم میگه مث ۵۰ساله ها هستی و ب اون خانم که اینهمه سن داره یک ماه پیش میگفت تو اصلا سنت بهت نمیخوره.یعنی ی بغضی از صب تو گلومو دلم نمیخواد حتی قیافه اشم ببینم .فقط دلم میخواد این ادم و شوهرم محو شن از زندگیم .این خانم شوهرشو همش بیرون میکنه از خونه .ی روز که من خونه نیودم ب من میگه من برا شوهرت شام و ناهار درست میکنم میبرم منم گفتم تو ادمی شوهرتو بیرون نکن.یا شوهرم بهم زنگ میزنه میگه من الان پیش مریمم.