من نوزده سالمه شوهرم سی حتی بگم برام خونه بگیر یا بگم فلان چیزو میخوام کتکم میزنه دیشب سر خواهرش کتکم زد
الهی روز خوشی نبینه که زندگیمو جهن کرده دوبار بچه دارم کرده اجازه نمیده خونه مامانم برم
آرامش ندارم برام دعا کنید و اونم نفرین کنین برای خواهر و مادرش پسر مهربونیه اما من حتی کوچیک ترین حرفی بزنم دست روم بلند میکنه جایی میرم ارایش نمیتونم بکنم اجازه ندارم پسرای فامیل اگه نگام کنن خودشو جر میده من چون خوشگلم همش روی صورتم میزنه تا داغون بشه تهدیدم میکنه
اما خواهرشو میبوسه و هی حالشو میپرسه به جاریام اهمیت میده عوضی اما من نه هرکاری هم بکنم حتی هرچقدر احترام بزارم میگه تو ذاتت خرابه لازم نیست کاری کنه با اینکه هیچ کاری نمیکنم نه حرفی نه فحشی هیچی دوساله خونه مامانم نرفتم