یه خواهر زاده دارم ۱۶ سالش هست دختره هیچی از زندگی نمیدونه الان بحث معاشرت یا خوب بد زندگی به کنار یعنی قشنگ میشه سرش رو کلاه گذاشت و یا ازش سو استفاده کرد به قولی خیلی ساده است
مادرش از کو چیکی اجازه انجان هیچ کاری رو بهش نداده باورتون نمیشه حتی نمیتونه موهاش رو شونه کنه و یا حتی خیلی از کارهای شخصی خودش رو دیگه کارهای خونه و خونه داری که بماند ایتقدر بی دست پا هست که خدا میدونه به طوری اگه تو جمع بهش کاری بگی بیشتر مورد تمسخر قرار میگیره خواهرم اینطوری بارش آورده سر کوچکترین چیز میزنه زیر گریه تازگیا پرخاشگر شده
میخوام بهش آموزش بدم خیلی چیزا رو یه جورای شاید با یه دختر بچه سر کارم الان دختر بچه ها یه مقدار سیاست دارن ولی این هیچی خیلی کار سختی در پیش دارم با خواهرم بحثم شد گفتم تو در حق ابن بچه ظلم کردی طوری بی دست پاست که یه جورای رو به منگولی میزنه و تمام زیبایش زیر سوال میره چطوری میتونم کمکش کنم چه جوری بهش یاد بدم باورتون نمیشه بهش بگم یه استکان چای بریز چنان دستاش میلرزه که نگو