سلام دوستان خواستم تجربه تلخ زندگیم رو از بی توجهی و عدم دقت دکتر گیلدا عمید رو براتون بگم تا کسی مثل من این تجربه تلخ براش تکرار نشه، سال ۹۴ من حامله بودم و بعد از کلی دوندگی و ساعتها منتظر ماندن در مطب دکتر گیلدا عمید خوشحال بودم ک خدا دختری رو بهمون داده اما این دختر سندرم داون هست بعد از بدنیا آمدن رفتار بد دکتر کودکان اونموقع ک اسمشون یادم نیست ، و تازه ماجرا شرو شد دنبال غربالگری دوباره آزمایش کروموزومی و ... ک مشخص شد ک قطعا دخترمون ناسالم هست ، کاخ آرزوهامون خراب شد .
جالبه ایشون بعد از مرخص شدنم اصلا پیگیری نکردن ک بچه ای ک بدنیا آمد چی شد؟؟؟!!! حتا بخیه ی بعد زایمانم رو خودم کشیدم، امیدوارم هیچکس اون روزهایی ب شدت تلخ و درد آور رو تجربه نکنه. علائم دوران بارداری رو نادیده گرفتن مثل کوتاه بودن قد استخوان ران و بازوی جنین ک هر دفعه ک میرفتم سونو گرافی واسعی یا نرگس ، دکتر سونوگرافی تاکید میکرد و من ب عمید میگفتم و جوابش این بود ک طبیعیه قد پدر بچه کوتاهه دختر ب پدرش رفته!!! در هفته ۱۱ تیغه بینی رویت نشد بهم گفت بچه کوچیکه برو ده روز دیگه سونو کن و البته در سونو دوم ک بچه بزرگتر بود تیغه رویت شد، در هفته ۱۶ لکه چربی در قلب جنین دیده شد منو فرستاد اکو قلب جنین و دکتر قلب تاکید بر غربالگری کردند و گفتند اگر غربالگری هات اکی بود بعد از بدنیا آمدن دوباره بیا ، بازم با بی توجهی کامل بهم گفت نیازی ب غربالگری دوم (خون ) نیست !!!منکه دکتر نبودم ولی ی دکتر چقدر بی دقت و بی مسئولیت باید باشه ک بعد از این علایم منو ب امینوسنتز ارجاع نده!!!!؟؟؟؟ایشون اونموقع چون عمل کوچک کردن معده داشتن بعدش ب مشکل کیسه صفرا خورده بود و منو و دو خانواده رو بیچاره کرد، رفتیم برای شکایت گفتند پایین تمام سونو ها نوشته هشتاد درصد درسته ، خلاصه تصمیم گرفتیم ک شروعی دوباره کنیم و فرشته مون رو بپذیریم ، نگاه ها تحقیر آمیز رفتار بد و سرد و دردناک اطرافیان رو نادیده گرفتم و شروع دوباره داشتیم تا سال اول زندگیش فهمیدیم فرشتمون سرطان خون نوع حاد داره ،هی میپرسیدیم خدایا دوباره چی شد؟؟؟!!! دکتر انکولوژی گفت بخاطر نقص کروموزومی هست . دوسال شیمی درمانی در محک داشتیم و فرشتمون داروهای سنگین شیمی درمانی رو تحمل میکرده دو بار در ای سی یو ی محک بستری شد بخاطر شدت بالای دوز داروها ولی هر دفعه خوشحال و پر امید ب زندگی برگشت و من ب این نتیجه رسیده بودم ک میخواد زنده بمونه و کنارمون زندگی کنه، هزینه کار درمانیها شیمی درمانی ک البته خدا خیر بده موسسه محک رو ک از ماها ک کارمند بودیم کمتر میگرفت و با بیمه حساب میکرد و ماههایی ک کامل با هم بیمارستان بودیم و بعداز یک ماه باذوق اینکه فقط دو سه روز خانه باشیم بر میگشتیم. خلاصه فرشته ی قویمون این دوره را هم طی کرد ولی اینقدر هزینه ها بالا بود و ما دائم بیمارستان بودیم ک نمیتونستیم ب بچه دوم فکر کنیم. دو سال کرونا و مشکلات بردن کاردرمانی گفتار درمانی کاردرمانی بدنی و... همراه ما بود تا سال ۱۴۰۰ دیدیم یک سمت بدنش لمس شده اول همه فکر کردن عود سرطانه ولی بعد از کلی دکتر فهمیدیم در رفتگی مهره یک و دو داره ک باز هم بخاطر نقص کروموزومی هست خدا خیر بده دکتر حسن رضا محمدی رو ک دخترمون رو نجات داد و یک جراحی موفق داشت و باز هم کنار ما موند و الان دوباره سرحاله ولی امکانات برای این بچه ها نیست و من در تمام این سالها تنها کسی رو ک نتونستم ببخشم دکتر گیلدا عمید هست. و این برای ما فقط یک انسان با نقص کروموزومی نیست او نسل ما رو از بین برد و یک میدونم ک این نسل کشی رو ک با من و همسر م انجام داد جوابشو یک روز پس میده. خواستم این تجربمو بعد از اینهمه سال بازگو کنم ک کسانی مثل من گیر دکترهای بی مسئولیت نیفتند واین اتفاق براشون نیفته، ما فرشتمون رو عاشقانه دوست داریم ولی از خدا میخوام ک نشون بچه ها و عزیزانش بده گوشه ای از این سختیها ک من کشیدم.